عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری

Alternative content


Getlike
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



coinpayu CoinBulb
More Money - Earn Free Bitcoin CoinBulb
کسب درآمد
CoinBulb

چطور پول خرج کنیم؟




گاهی وقت ها عدم موفقیت های مالی به علت داشتن الگوهای مالی قدیمی و نادرست اتفاق می افتد.
شما با تغییر این الگوها، می توانید رفتارهای مالی تان را بهبود بخشید و به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنید.
یک راه خوب برای خارج شدن از چهارچوب الگوهای قدیمی این است که برنامه مالی مشخصی داشته باشید و مصارف و مخارج تان را بودجه بندی کرده و درصد مشخصی از درآمدتان را به کارها و فعالیت های موردنظرتان تخصیص دهید و سعی کنید از این الگو پیروی کنید.
این کار کمک می کند تا بهتر بتوانید هزینه هایتان را مدیریت کنید. برای شروع می توانید از الگوی پیشنهادی زیر استفاده کنید.
● ۵۵ درصد برای نیازهای اصلی و روزمره:
معمولا بیشترین بخش درآمد، صرف مواردی مانند خوراک، پوشاک، مسکن، بیمه، لوازم خانگی و چیزهایی از این دست – که جزء ضروریات زندگی هستند – می شود. این موارد هزینه های بالایی دارند اما آن قدر ضروری هستند که نمی توان از آنها چشم پوشی کرد.
● ۱۰ درصد برای یادگیری و آموزش:
برای تقویت قوای ذهنی و افزایش توانایی هایتان و برای اینکه بیشتر بیاموزید و رشد کنید، مبلغی درنظر بگیرید. با این کار موقعیت ها و فرصت های جدیدی پیش رویتان قرار خواهد گرفت و به موفقیت ها و پیشرفت های بیشتری دست پیدا خواهید کرد.
● ۱۰ درصد برای تفریح و لذت:
هر ماه بخشی از درآمدتان را برای تفریحات و علاقه های شخصی تان درنظر بگیرید. سعی کنید این احساس را از خودتان دور کنید که پولتان به هدر می رود. خرج کردن پول در مواردی که موردعلاقه شماست، باعث شادی و آرامش شده و احساس لذت و رضایت از زندگی را در شما بالا می برد.
● ۱۰ درصد برای پس انداز:
هر ماه مبلغی برای اهداف و برنامه های بلندمدت، مانند خرید مسکن، پس انداز کنید. از این مبلغ می توانید برای بازپرداخت یک وام یا شرکت در سرمایه گذاری های بلندمدت و مطمئن استفاده کنید.
● ۱۰ درصد برای پس انداز بازنشستگی:
بهتر است پولی را که در این حساب نگه می دارید، خرج نکنید مگر اینکه بتوانید پول بیشتری تولید کرده، سرمایه گذاری کنید و در درازمدت بتوانید از محل ا ین پول درآمد بیشتری به دست آورید.
● ۵ درصد برای هدایا و امور خیریه:
این حساب می تواند یکی از قسمت های مهم بودجه شما باشد تا به وسیله آن احساس سخاوتمندی، بخشش و کمک به دیگران خود را ارضا کنید. با این پول می توانید به افراد خانواده و دوستان تان هدیه بدهید، در امور خیریه و هر فعالیتی که به تحقق اهداف عمومی و مردمی کمک کند، شرکت کنید. این کار باعث می شود از خرج کردن پول احساس بدی نداشته و نسبت به ثروتمندشدن و قدرت ناشی از آن حس خوبی داشته باشید.
این الگو فقط یک نمونه پیشنهادی است و هر فردی می تواند با هر میزان درآمد، برنامه مالی متناسب با موقعیت و وضعیت خودش تنظیم کند و مقدار پولی که در اختیار دارد، به درصدهای کوچک تری تقسیم کرده و بودجه بندی کند.
یکی از مزایای داشتن الگو و برنامه مشخص مالی این است که شما را از چهارچوب های قدیمی دور کرده و به شما کمک می کند تعادل را رعایت کنید و با هزینه بیش از اندازه در یک بخش، به اهداف تان در سایر بخش ها لطمه وارد نکنید.
گاهی وقت ها عدم موفقیت های مالی به علت داشتن الگوهای مالی قدیمی و نادرست اتفاق می افتد.
شما با تغییر این الگوها، می توانید رفتارهای مالی تان را بهبود بخشید و به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنید.
یک راه خوب برای خارج شدن از چهارچوب الگوهای قدیمی این است که برنامه مالی مشخصی داشته باشید و مصارف و مخارج تان را بودجه بندی کرده و درصد مشخصی از درآمدتان را به کارها و فعالیت های موردنظرتان تخصیص دهید و سعی کنید از این الگو پیروی کنید.
این کار کمک می کند تا بهتر بتوانید هزینه هایتان را مدیریت کنید. برای شروع می توانید از الگوی پیشنهادی زیر استفاده کنید.
● ۵۵ درصد برای نیازهای اصلی و روزمره:
معمولا بیشترین بخش درآمد، صرف مواردی مانند خوراک، پوشاک، مسکن، بیمه، لوازم خانگی و چیزهایی از این دست – که جزء ضروریات زندگی هستند – می شود. این موارد هزینه های بالایی دارند اما آن قدر ضروری هستند که نمی توان از آنها چشم پوشی کرد.
● ۱۰ درصد برای یادگیری و آموزش:
برای تقویت قوای ذهنی و افزایش توانایی هایتان و برای اینکه بیشتر بیاموزید و رشد کنید، مبلغی درنظر بگیرید. با این کار موقعیت ها و فرصت های جدیدی پیش رویتان قرار خواهد گرفت و به موفقیت ها و پیشرفت های بیشتری دست پیدا خواهید کرد.
● ۱۰ درصد برای تفریح و لذت:
هر ماه بخشی از درآمدتان را برای تفریحات و علاقه های شخصی تان درنظر بگیرید. سعی کنید این احساس را از خودتان دور کنید که پولتان به هدر می رود. خرج کردن پول در مواردی که موردعلاقه شماست، باعث شادی و آرامش شده و احساس لذت و رضایت از زندگی را در شما بالا می برد.
● ۱۰ درصد برای پس انداز:
هر ماه مبلغی برای اهداف و برنامه های بلندمدت، مانند خرید مسکن، پس انداز کنید. از این مبلغ می توانید برای بازپرداخت یک وام یا شرکت در سرمایه گذاری های بلندمدت و مطمئن استفاده کنید.
● ۱۰ درصد برای پس انداز بازنشستگی:
بهتر است پولی را که در این حساب نگه می دارید، خرج نکنید مگر اینکه بتوانید پول بیشتری تولید کرده، سرمایه گذاری کنید و در درازمدت بتوانید از محل ا ین پول درآمد بیشتری به دست آورید.
● ۵ درصد برای هدایا و امور خیریه:
این حساب می تواند یکی از قسمت های مهم بودجه شما باشد تا به وسیله آن احساس سخاوتمندی، بخشش و کمک به دیگران خود را ارضا کنید. با این پول می توانید به افراد خانواده و دوستان تان هدیه بدهید، در امور خیریه و هر فعالیتی که به تحقق اهداف عمومی و مردمی کمک کند، شرکت کنید. این کار باعث می شود از خرج کردن پول احساس بدی نداشته و نسبت به ثروتمندشدن و قدرت ناشی از آن حس خوبی داشته باشید.
این الگو فقط یک نمونه پیشنهادی است و هر فردی می تواند با هر میزان درآمد، برنامه مالی متناسب با موقعیت و وضعیت خودش تنظیم کند و مقدار پولی که در اختیار دارد، به درصدهای کوچک تری تقسیم کرده و بودجه بندی کند.
یکی از مزایای داشتن الگو و برنامه مشخص مالی این است که شما را از چهارچوب های قدیمی دور کرده و به شما کمک می کند تعادل را رعایت کنید و با هزینه بیش از اندازه در یک بخش، به اهداف تان در سایر بخش ها لطمه وارد نکنید.
 

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: دیگر مطالب , , ,
:: بازدید از این مطلب : 1511
|
امتیاز مطلب : 12
|
|
مجموع امتیاز : 4

نكاتی برای دستیابی به موفقیت



● از نگاه كردن به افراد موفق دست برندارید
مردمان موفق زیادی در دنیا زندگی می كنند. گاهی اینكه چرا این افراد توانسته اند موفق باشند، سوالاتی را در ذهن انسان های دیگر به وجود آورده است. بیشتر اوقات گمان این می رود كه آنها از هوش بی نظیری برخوردارند. عامل هوش گرچه لازم است ولی كافی نیست. افراد موفق از خصوصیت های متنوع و در عین حال مشابهی برخوردار هستند.
● از شكست نترسید
بهتر است بدانید كه افراد موفق هم مانند دیگران شكست می خورند اما از شكست های خود پله ای برای صعود به موفقیت های آتی می سازند. آنها از احساس غصه، رنج و درد نیز به نفع خود استفاده می كنند. معتقدند كه بدون این عوامل نمی توانستند با انرژی و سخت كار كنند. تنها با احساس ناراحتی است كه انسان متوجه می شود باید مسیر خود را تغییر دهد. فراموش نكنید كه احساس های ناخوشایند نیز بخشی از زندگی شما هستند و در جای خود می توانند سودمند و مفید باشند.
«شما زمانی كه موفق می شوید، به رستوران می روید ولی زمانی كه شكست می خورید، به فكر فرو می روید.»
● عذر و بهانه نیاورید
هرچقدر شما در زندگی موفق تر باشید، كمتر دلیل و مدرك می آورید. آنهایی كه در زندگی به جایی نرسیده اند و برنامه ای هم در جهت موفقیت ندارند، همیشه یك جزوه بزرگ عذر و بهانه برای عدم موفقیت خود حاضر و آماده دارند.
● از افراد موفق الگو بردارید
هنگامی كه كودك بودید، به بزرگسالان دقت می كردید و سعی می كردید شبیه یكی از آنان شوید. آیا آن فردی كه انتخاب می كردید، همانی نبود كه از همه بیشتر می خندید، مهربان تر بود، توجه بیشتری به شما می كرد و ظاهر آراسته تری داشت؟ فراموش نكنید كه افراد موفق برای خوب بودن، هرگز راه های بد را انتخاب نمی كنند. فرض كنید روزی آینه ای به دست شما می دهند و می گویند: «این چهره و شخصیت شما در ۲۰ سال آینده است. انتخاب كنید، شبیه چه كسی می خواهید باشید؟»
ممكن است شما نام پولدار ترین ها، زیباترین ها، معروف ترین ها و... را ببرید اما اگر دوست دارید موفق شوید، نام كسی را ببرید كه از تمام موارد در حد قابل قبولی برخوردار است. به قدر كافی پول، چهره ای معقول، نامی نیك و ایمانی به اندازه داشته باشد. فراموش نكنید كه افراد موفق اگرچه در یك مورد، نامدار یا معروف باشند در بقیه موارد زندگی درجا خواهند زد.
ماسك افراد موفق را به چهره بزنید و عضله های صورت تان را با آن هماهنگ سازید. به زودی شما به آنها شبیه خواهید شد. پاهایتان را جای پای آنها بگذارید و از مسیرشان منحرف نشوید. طولی نمی كشد كه به جایی كه آنها هستند، می رسید. سخنانشان را بخوانید و از نظرهای آنها اطلاع پیدا كنید. روزی شما مانند آنها فكر خواهید كرد.
● به خاطر داشته باشید
«از نگاه كردن به افراد موفق دست برندارید. سخنان، افكار و منش آنها دیدنی است.»
 

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی , , ,
:: بازدید از این مطلب : 1753
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0

مبنای زندگی بهتر چیست؟



یک تئوری زندگی بهتر در سازمان ملل وجود دارد به اسم UNDP شخص شاخص پایین تر از سطح فقر و روی خط را سطح متوسط و بالای خط را سطح بالا یا مرفه می گویند و ؟؟؟؟ کار می کنند رفاه و امنیت دو ویژگی و شاخص زندگی بهتر ، در سطح فثر شاخص توسعه یافتگی ، تغذیه ، حمل و نقل محیط زیست و در محیط زیست آلاینده ها را می آورند .
در شاخص ، آموزشی : در آمد سرانه که خودش مهم است . امکانات آموزشی حوزه آموزشی ( سرانه فضا ـ معلم ) و براساس استانداردهای اعلام شده شروع به طبقه بنید کشورها می کنند . مثلاً در حوزه اقتصاد با درآمد سرانه که اندازه گیری می شود با خرید تغذیه .
▪ شاخص زندگی بهتر : سلامت روانی ـ رفاه ـ بهداشت :
در کشور ما شاخص زندگی بهتر عدالت اجتماعی رفاه را و هم امنیت را شامل می شود توجه می کنند .
در بخش توسعه در حوزه آموزشی مطرح می شود . آموزش باید بتواند به گونه ایی باشد که فرد توانمند به عنوان یک متغیر هم برای خودش و هم برای محیط یک عنصر موثر باشد
از اینها استفاده می شود که بهتر است مهدها روانشناختی اداره نشود بلکه جامعه شناختی ( جامعه شناس ) اداره شود . یعنی کودک را برای جامعه پذیر شدن حرکت بدهیم . حتی نوراهای مکالمات فارسی در کنار انگلیسی ایجاد شود . خودبخود کودکان را آموزش دهیم تا در زمینه رفاه کمک کند .
در توسعه ( در حوزه آموزشی ، می گوید آیا آموزش موجب متبلور شدن فرد کمکی نکند . پس تبلور ناشیا ز آموزش مهم است .
جامعه ایی که پس انداز ندارد هیچوقت نمی تواند توسعه پیدا کند و خودش را پشتیبانی نماید . ( مانند هزینه احتیاطی در بحث مالی ) پس انداز توسعه را رقم می زند .
▪ اجزاء : الگو یعنی تغییر ، تحول ، تولد صورت می گیرد .
یعنی ما می توانیم راحت بنشینیم ، بحث کنیم . در آموزش جلو برویم حرکت ملایم داشته باشیم و آماده شویم برای یک سال آینده . چون این کار را برای یک سال دیگر می گذرانیم . کارهای رفاهی با توسعه گروه و ... و در بر مطالعاتش نشان داده که در اروپا پروتسانها توسعه را رقم زدند و یکی از علل بزرگ آن طبق مقاله نایی که روی بچه های زیر ده سال بحث می کرد . وقتی با اقتصاد بالاروی بچه ها کار شود کلان خواه می شوند . پروتستاها مالک توسعه غرب شدند بخاطر ۲ چیز : یکی خیلی شدید آرزوهای بزرگ بچه ها را تقویت کردن و از آنها خواستند بزرگ بیندیشند و دومین ویژگی ، ارزش را به کار دادند یعنی کار را مقدس دانستند و این باعث شد بچه ها قناعت را هم یاد بگیرند .
کار وقناعت در بچه ها مهم است . پس انداز به معنای سپرده بانکی و یا پولی راکد نیست . در توسعه پس انداز به مفهوم اطلاعاتی که تولید می کند . امروز نمی خواهد مصرف کند و محصولش را آلان نمی خواهد پس مضطرب نیستند . با آرامش کامل جلوی پایش را می بیند با پژوهش چیزی که خیلی مهم است الگوی کار است . باید روی الگو کار کنیم . در واقع همه چیز برمی گردد روی الگوی نگرش الگو صاحب چند چیز ( تئوری ـ ابزارها ، روش ها ، هدف ها ) در توسعه از الگوی دور برد استفاده می شود .
ولی مادر الگوی نزدیک بخاطر همین که مسئله را حل کنیم هنوز اضطراب حل نشده و مسئله دیگر سراغمان می آید . اولین اتفاق در اثر پس انداز که پنج سال آینده را ببینیم . آرامش خاص اس تکه روی می دهد خودمان محیط را معنا دار می کنیم نه محیط ما را . بنابراین آرام رهبری سازمان در دستان ما است .
کم کم با خودمان این تعاریف شروع می شود MOS مند داوری چیست ؟ به چه مفهوم است ؟ به قضاوت هم پی می بریم و می توانیم ارزیابی محیط را داشته باشیم . اگر مسئله ایی ایجاد شود نگران و مضطرب نمی شویم . می توانیم قضاوت کنیم و از هدف دور نشویم . پس مادارای تجزیه و تحلیل شخصی می شویم و این خیلی ارزش دارد .
مسئله مهم دیگر در توسعه همکاری بین بخشی است یعنی کم کم یک زنجیز شوید اگر بخواهید هر کدام مثلاً ۵/۱ میلیون ریال پول تبلیغ بدهید . هر کدام ۲۰۰ تومان همان بازتاب را دارد . هزینه کمتر خواهد شد . چون گروهی تبلیغ می کنید و در گروه بودن عضو انجمن بودن یک مزیت است و از این طریق پس انداز و رفاه نیز نصیب تان می شود .
● آیا استعداد فطری است یا ژنتیکی ؟
یک عده می گویند براساس ژن هر آدم در یک بخشی از ماجرا توانایی دارد این یک پروسه است . باید آن را کشف کرد و بیرون کشید و یک جایی می گوید این توانایی خیلی فراگیر است و یک جایی می گوید می تواند بروز خوبی داشته باشد و در یک جا محیط را هم مطرح می کند . هوش طبقه بندی می شود . مثلاً هوش صنعتی ـ هنری و ...
در کشورهای توسعه خود استعداد یک سرمایه است و میلیون ها ارزش دارد . در کشورهای برجسته دنیا ۶۳% ثروت منابع انسانی است و ۲۵% منابع فیزیکی و ۱۱% منابع طبیعی . یعنی ۶۳% ثروت کشور توسعه یافته کشف ایده های انسانی است که باعث بروز ثروت می شود .
در کشورهای توسعه یافته شدیداً روی استعداد سرمایه گذاری می کنند . هر چه نظام آموزشی ناکارآمدتر باشد هزینه براست در کشورهای توسعه آموزش یک اصل بزرگ است و خیلی کارها را می تواند انجام دهد .
پس الگوهای تغییر و تحول و تولد باعث تغییر می شوند . در مدل کار رفع ضعف و محدویت خیلی چیزها را تغییر می دهد . در شغل خودتان ببینید چه چیزهایی خاطره تلخ تولید می کند و باعث دلسردی می شود و بعد بروید روی گسترش . آرام کار کنید . اول محدودیت را رفع کنید مطالعه روی گسترش خیلی مهم است مثلاً آیا می توانیم بجای ۱۲۰ نفر ۱۵۰ نفر کودک داشته باشیم ؟ این خودش موقعیت است و هم عامل شکست ( اگر مطالعه نداشته باشیم )
● رفع محدودیت ارزان ترین راه توسعه است .
در الگوهای توسعه ما سازمان های خدماتی مستقیم و یکی از ارکانش نیروی انسانی است . پس در مهدهای سرمایه های اصلی آموزش ارتباط است . متریال ما اطلاعات و محصولمان توان زدایی . در بخش بعدی آموزش مربیان مهم است که ارتباط خودشان و خودشناسی خود را رشد دهند فراموش نکنید آموزش طوری است که آرام حرکت می کنیم . امنیت را رشد بدهیم در بین مربیان ، بهتر است فرد را متوجه رشد خودش بکنیم و رفاه و امنیت خودش
مسئولیت یعنی پرسش از خویش . یعنی تو که مسئول هستی به پرسش های اتفاق افتاده جواب دهی در برنامه رویکردکار را مشخص کن . مشخصات برنامه . ( همکاران ، تئوری ، روش ها ، هدف ها )
● در توسعه باید چهار مدل کار فکری داشته باشید .
۱) تفکر روزمره ( تفکر واکنشی )
۲) تفکر برای عمل کردن برنامه ( برای ۲ تا ۳ ماه )
۳) تفکر برای تحقق رویاها
۴) تفکر برای رویا سازی تازه
عموماً از افراد هر چهار مورد را با هم دارند وسعی می کنند از هر کدام بهره ـ انگیزه ـ انرژی ـ امید ـ اعتماد بنفس و حرکت برای آینده و احساس توانمندی را بگیرند .
ابهام یعنی ناپیدا بودن چند نکنته با هم ، مثل کوه یخ که قسمتی را می بینیم ولی قسمتی که زیرآب است نمی بینیم یعنی ارتباط با محیط و اتصا ل ها را نمی دانیم . ابهام با گنگ بودن فرق دارد
از خطا نترسید و به تخصصتان بی اعتمادی نکنید . هم فکری کنید نگزارید اعتماد بنفس شما کم شود . خطا کردن شما را به سرزمین جدید می رساند به نقد دیگران اعتماد کنید . شاخص اصلی بهبود کیفیت
● چه زمانی وقت تغییر رسیده ؟
زمانیکه مشکلات پایدار باشند ، روابط لذت بخش نیست ، احساس می کنید از پیشرفت خبری نیست
زندگی شدیداً تکراری شده ، فشار عصبی افزایش پیدا کرده ، روش های قبلی از کارآیی افتاده
تعداد تصمیمات پاسخگو به بحران زیاد شده باید خود را افزایش دهیم . وضعیت جدید بوجود بیاوریم . حق خودم می دانم که از زندگی لذت ببرم . لیاقت را دارم که از زندگی لذت ببرم . وقتی که خود ضعیف شده است پاسخگو به مسائل نخواهد بود اول هر چیزی باید با شناخت آغاز شود و بعد تغییر . اگر خودم را نشناسم چه چیزی را می خواهم تغییر بدهم . در الگو و مدل کار باید به همه توان ها توجه کرد . آموزش مربی ـ ساختار منابع و باید به همه باهم رشد بدهیم و به همه چیز فکر کنید تا پس انداز اتفاق بیفتد .
از در ون شناخت از خود . در بحث تغییر و خودشناسی هر چه زودتر پیام را دریافت کنیم هزینه تغییر پایین خواهد بود .
نیاز به تغییر داریم . ساختار نوینی بنا کنیم و آرام پوس انداختن را داشته باشیم .
 

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی , , ,
:: بازدید از این مطلب : 1764
|
امتیاز مطلب : 1
|
|
مجموع امتیاز : 1

فنون تجزیه مشکل


مهارت تجزیه مشکل به مسائل محتمل محتاج فنون خاص است. در اینجا به اجمال چهار فن را معرفی می کنیم:
فن نخست، تجزیه به علل: گاهی مشکل را می توان از طریق رصد کردن عوامل محتمل آن به مسائل، تجزیه کرد. به عنوان مثال، معضله ارتشاء را در اخلاق حرفه ای، می توان به مسائلی چون امنیت معیشتی و رشوه، حرص ورزی و ارتشاء، تضاد طبقاتی و ارتشاء، فقدان شایسته سالاری و ارتشاء، فقدان نظام نظارتی و رشوه و ... تحلیل کرد. هریک از این مسائل برعامل محتمل ارتشاء ناظراست . افت تحصیلی نیز به عنوان مثال دیگر، مسئله نیست؛ بلکه مشکل است و باید بر حسب عوامل احتمالی آن به مسائل گوناگون تحلیل شود. معضلات درد و عرصه نظری و عملی غالبا چند عاملی اند و مطالعه نقش وتاثیر هر عامل محتمل، مسئله ای از مسائل آن معضل می باشد. فن تجزیه به علل در تحلیل مسائل عملی کاربرد بیشتری دارد.
فن دوم، تجزیه مشکل به ابعاد و اضلاع: گاهی پیچیدگی مشکل به ابعاد گوناگون آن بر می گردد. به عنوان مثال، معضل نظری کثرت گرایی را می توان به ابعاد مختلفی چون کثرت گرایی روش شناختی، معرفتی، دینی، اخلاقی و غیر آن تحلیل کرد.
کثرت گرایی دینی را نیز می توان برحسب ابعاد آن به کثرت گرایی هنجاری، نجات شناختی، حقیقت شناختی، معرفت شناختی و وظیفه شناختی تجزیه کرد (لگنهاوزن، ص۳۶ ۳۴.) معضل “ما و دیگر ادیان” بدون تجزیه به ابعاد یاد شده قابل بررسی و مطالعه نیست. همچنین معضل عملی سلامت و فساد در یک سازمان را می توان به ابعاد مالی، اداری و رفتاری تجزیه کرد.
غالب پدیدارها و معضلات متعلق به حوزه علوم انسانی، اضلاع فراوانی دارند و درهم تنیدگی اضلاع مختلف، سبب ابهام در مسئله می شود. وقتی در زمینه دین داری جوانان به مطالعه می پردازیم، برحسب اضلاع مختلف دین داری با مسائل متنوعی روبرو هستیم. همچنین است دین و اخلاق که ابعاد گوناگون دارد. به نظر شما مسئله دین و اخلاق از حیث ابعاد به چه مسائلی قابل تجزیه است.یکی از مواضع مرکب بودن سوال، خلط مقام تعریف و مقام تحقیق است. وقتی از مسئله ادیان دیگر می پرسیم، سوال به ادیان در مقام تحقق مربوط است یا ادیان در مقام تعریف؟ این دو مقام، دو مسئله متمایز دارند.
فن سوم، تجربه به مصادیق: در مواردی که به مطالعه فلسفی می پردازیم، غالبا اختلاف مصداقی سبب تنوع مسئله نمی شود؛ اما در موارد دیگر مصداق های گوناگون تفاوت ساختاری در مسائل را به میان می آورند. به عنوان مثال، وقتی در باب سرقت مطالعه می کنیم با مصادیق مختلف روبرو می شویم، سرقت علمی، کالا، اطلاعات، دانش فنی، حق معنوی، اسم، پول و ... هریک از موارد یاد شده مسئله ای خاص است وحل آن منوط به اخذ روش معینی است. در چنین مواضعی باید مشکل مورد بحث را به مصادیق آن تحلیل کرد.
فن چهارم، تجزیه به آثار: وقتی درخصوص اعتیاد مطالعه می کنیم، علاوه بر آنکه به تعداد علل محتمل و ابعاد گوناگون آن مسئله داریم، به تعداد آثار اعتیاد نیز می توان مسئله داشت؛ مانند اعتیاد و آثار روانی آن و اعتیاد و آثار اجتماعی آن. هریک از دو گونه آثار یاد شده را می توان به مصادیق مختلف تجزیه کرد، مانند اعتیاد و خانواده، اعتیاد و اراده فردی، اعتیاد و تضاد طبقاتی و ... همچنین است تجربه دینی که آثار گوناگونی دارد به نظر شما مسئله تجربه دینی از حیث آثار به چه مسائلی قابل تجزیه است؟
 

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی , , ,
:: بازدید از این مطلب : 1684
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0

معمولا خانواده‌ها در برخورد با فرزندانشان با مشکلات متعددی مواجه هستند؛ مشکلاتی از قبیل پرخاشگری، بی‌نظمی، بدغذایی، بدخوابی و... .



رفتار درمانی یکی از تکنیک‌هایی است که برای مواجهه با این مشکلات و فائق آمدن بر آنها کاربرد زیادی دارد. این تکنیک‌ها به‌دلیل سهولت به‌کارگیری و اثرمندی بالا، موجب می‌شوند تا والدین به طریق مناسب و صحیح بتوانند مشکلات رفتاری فرزندانشان را برطرف کرده و رفتارهای نامطلوب آنها را به سمت رفتارهای مطلوب سوق دهند. با استفاده از روش‌های تغییر رفتار و رفتار درمانی، والدین می‌توانند مجموعه‌ای از فنون یادگیری را که هدف آن اصلاح رفتاراست در مورد فرزندان خود به کار بندند، لذا بهتر است ابتدا نوع رفتار و رفتار هدف مشخص شده و سپس راه حل مناسبی برای تغییر آن تعیین شود.
در برخی موارد دیده شده است که کودک رفتاری را آموخته اما به حد کافی آن رفتار را تکرار نمی‌کند؛ برای مثال کودکی را در نظر بگیرید که مشق نوشتن، غذا خوردن و سلام کردن را آموخته است اما به میزان کافی و مطلوب این رفتارها را انجام نمی‌دهد.

در این موارد می‌توان به یکی از روش‌های ذیل عمل کرد:

الف)تقویت مثبت:

در تقویت مثبت زمانی که رفتار مطلوب را در کودک مشاهده کردیم، محرکی را که برای کودک مطلوب است ارائه می‌کنیم؛ برای مثال از تشویق، جایزه دادن، لبخند زدن، توجه‌کردن، در آغوش گرفتن و... استفاده می‌کنیم. تقویت مثبت یکی از بهترین روش‌ها برای افزایش رفتار مطلوب است. اما چیزی که در اینجا اهمیت دارد نوع تقویتی است که به کودک ارائه می‌شود. ممکن است برخی از محرک‌ها برای کودکی تقویت‌کننده باشند حال آنکه برای کودکی دیگر تقویت‌کننده نباشند؛برای مثال ممکن است که انواع خوراکی‌ها برای کودکی خوشایند باشد، درصورتی که کودکی دیگر هیچ‌گونه تمایلی به آن خوراکی‌ها نداشته باشد؛ بنابراین باید توجه داشته باشیم که محرک‌های خوشایند کودکمان را شناسایی کرده و در موارد مناسب به کار بندیم.
مورد دیگری که باید درنظر گرفت، تعداد و زمان ارائه تقویت‌کننده است. تقویت مداوم و زیادی از حد برای هر نوع فعالیتی که کودک انجام می‌دهد باعث می‌شود که کودک رشوه‌گیر و پرتوقع بار‌آمده و علاوه بر آن خودجوشی و خودانگیختگی‌‌اش از بین برود.

ب) تقویت منفی:

در این روش، درصورت ارائه رفتار مطلوب از جانب کودک، محرکی که برای او نامطلوب و آزار‌دهنده است را حذف می‌کنیم. مثال: کودکی را در نظر بگیرید که برای جلب توجه و اینکه او را در آغوش بگیرند، جیغ و داد راه انداخته و گریه می‌کند، درصورتی که والدین کودک در این زمان به خواسته او توجه کنند این رفتار کودک تقویت و در موارد مشابه تکرار خواهد شد. حال اگر در این زمان به کودک بی‌توجهی کنند، رفتار کودک به مرور از بین خواهد رفت چراکه متوجه می‌شود این روش برایش کارساز نبوده است. در این صورت اگر والدین زمانی که کودک رفتار مطلوبی از خود نشان داد او را در آغوش بگیرند و به او توجه کنند (بی‌توجهی را حذف کنند)، رفتار مطلوب جایگزین رفتار نامطلوب خواهد شد. روش‌های ایجاد رفتار مطلوب زمانی به کار می‌رود که کودک رفتاری را نیاموخته باشد و ما درصدد باشیم تا این رفتار را به او بیاموزیم. مانند آموزش توالت رفتن، غذا خوردن و... که برای این کار می‌توانیم از روش‌های ذیل استفاده کنیم:

الف) قرار دادن الگو یا سرمشق اجتماعی:

والدین بهترین الگو و سرمشق برای کودکانشان هستند چراکه کودکان در بسیاری از موارد از والدین خود تقلید می‌کنند. چنانچه کودکی شاهد دروغ گفتن پدر خود باشد چه بسا در موارد مشابه دست به دروغ گفتن بزند؛ بنابراین همان قدر که مشاهده رفتار مطلوب در رفتار کودک مؤثر خواهد بود، مشاهده رفتار نامطلوب نیز در رفتار او اثر دارد؛ بنابراین یکی از بهترین روش‌ها برای ایجاد رفتار نامناسب (آموزش رفتار نامناسب). همراه شدن والدین با کودک است که در این صورت می‌توان برای تحکیم این رفتار آموخته‌شده از تقویت کننده‌ها استفاده کرد. مثال: درصورتی که والدین بخواهند رفتار مسواک زدن را به کودک خود بیاموزند می‌توانند ابتدا برای انجام این عمل با کودک خود همراه شوند و بعد از اینکه کودک این عمل را آموخت، جهت تحکیم آن از روش‌های تقویت استفاده کنند. مورد دیگری که باید در نظر داشته باشیم این است که برای الگو قرار دادن، داستان‌ها و افسانه‌ها نیز تأثیر بسزایی در رفتار کودک خواهند داشت. با شنیدن داستان‌ها کودکان با شخصیت اصلی داستان همانند‌سازی‌ کرده و رفتارهای او را می‌آموزند.
علاوه بر داستان‌ها، فیلم‌ها و کارتون‌هایی که کودکان مشاهده می‌کنند و همچنین بازی‌های کامپیوتری که انجام می‌دهند نیز در عملکرد و رفتار آنها بی‌اندازه مؤثر است. لذا انتخاب داستان‌ها، کارتون‌ها، فیلم‌ها و بازی‌های کامپیوتری مناسب برای کودک از اهمیت بسزایی برخوردار است.

ب ) شکل‌دهی گام به گام رفتار:

در این روش، رفتار هدف به بخش‌های کوچک‌تری تقسیم شده و هر بخش برای تثبیت‌شدن تقویت می‌شود. در اینجا والدین برای تقویت کردن نباید منتظر بمانند که رفتار به‌طور کامل نمایان شود؛ حتی در برخی موارد باید رفتاری را که کاملاً درست نیست تقویت کرد. این روش برای استفاده مناسب از توالت بسیار مؤثر است. مثال: برای آموزش استفاده از توالت ابتدا به محض اینکه کودک اعلام کرد که آماده رفتن به توالت است، حتی اگر پوشک خود را کثیف کرده بود، با دادن پاداش، این رفتار تقویت می‌شود. بعد از اینکه این رفتار به‌طور کامل شکل گرفت و کودک در هر نوبت اعلام کرد که آماده رفتن به توالت است، با دادن پاداشی، این رفتارتقویت را کاهش داده و در نهایت حذف می‌کنیم و تنها درصورتی که کودک زمان توالت رفتن خود را اعلام کرد و پوشک خود را کثیف نکرده بود، او را تقویت می‌کنیم. این مراحل را تا جایی ادامه می‌دهیم که رفتار به‌طور کامل شکل بگیرد؛ البته باید توجه داشته باشیم که در پایان، زمانی که کودک کاملاً آموزش دید، تقویت باید به مرور و به‌طور کامل حذف شود تا رفتار به‌صورت خودانگیخته صورت گیرد.

ج) نشان دادن علامتی برای رفتار مطلوب:

نشان دادن علامتی برای انجام رفتار مطلوب، یکی از روش‌هایی است که کارایی بسیار بالایی دارد. به وسیله این روش جهت یادآوری به کودک قبل از اینکه رفتاری را انجام دهد، علامتی را نشان می‌دهیم؛ بدین ترتیب دیگر از گفتار برای تأکید به کودک جهت انجام رفتار مورد نظر استفاده نمی‌کنیم. مزیت این روش بر گفتار این است که اگر از گفتار استفاده کنیم حالتی مانند غر زدن پیش خواهد آمد و در مواردی کودک آزرده خواهد شد، درصورتی که استفاده از علائم از آنجایی که حالتی مانند بازی دارد، کودک را مشتاق به انجام رفتار مورد نظر می‌کند.

مثال: کودکی را در نظر بگیرید که قبل از غذا خوردن دست‌های خود را نمی‌شوید. قبلاً به او آموخته‌ایم که قبل از خوردن غذا باید دست‌های خود را بشوید، اما گاهی اوقات کودک این رفتار را فراموش می‌کند. در این هنگام هر روز در کنار ظرف غذای او برچسبی به نشانه شستن دست می‌چسبانیم تا کودک به محض دیدن آن به یاد شستن دست‌هایش بیفتد.

راهکارهای افزایش تقویت مثبت

رفتاری که قصد افزایش آن را داریم شناسایی کنیم. ابتدای اجرای برنامه تغییر رفتار، در مقابل هر رفتار مطلوب، کودک را تقویت کنیم. زمانی که رفتار مطلوب افزایش پیدا کرد، به مرور تعداد تقویت‌ها را کاهش دهیم، درنهایت بعد از مدتی که رفتار به‌طور کامل و مداوم انجام شد، تقویت را حذف کنیم. مثال: کودکی را در نظر بگیرید که فقط در برخی موارد سلام می‌کند. هدف ما این است که کودک رفتار سلام کردن را افزایش دهد، لذا ابتدای امر، در هر زمانی که سلام کرد او را تقویت می‌کنیم.

حال ممکن است که این تقویت به‌صورت بوسیدن، تحسین کردن، لبخند زدن و... باشد. بعد از مدتی تنها در بعضی از موارد او را تقویت کرده و در نهایت تقویت را حذف می‌کنیم تا رفتار به‌صورت درونی و خودانگیخته انجام شود. همیشه از یک نوع تقویت‌کننده خاص استفاده نکنیم چرا که اثربخشی آن به مرور زمان از بین خواهد رفت. تنها درصورتی رفتار را تقویت کنیم که پیشرفتی در رفتار مشاهده کنیم. در غیراین صورت رفتار نامطلوب کودک نیز تقویت خواهد شد. تقویت باید بلافاصله بعد از ارائه رفتار مطلوب صورت گیرد چرا که اگر تأخیری در ارائه تقویت انجام شود تأثیر اندکی در افزایش رفتار مناسب خواهد داشت. این حالت در مورد کودکان خردسال اهمیت بیشتری دارد.
 

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی , , ,
:: بازدید از این مطلب : 1684
|
امتیاز مطلب : 1
|
|
مجموع امتیاز : 1

تفكر مثبت، مقدمه زندگی مثبت




تا به حال متوجه این مساله شده اید كه شما حتی یك لحظه هم نیست كه فكر نكنید؟ آنچه در دنیا اتفاق می افتد، با یك فكر شروع می شود. افكار ما هستند كه ما را در مسیر زندگی هدایت می كنند. این مساله كه افكار مثبت دریچه های امید را به سمت زندگی ما باز می كنند و افكار منفی ما را از ادامه راه بازداشته و تلاش ما را به شكست می كشانند، امروزه ثابت شده است. بنابراین باید یاد بگیریم كه افكار خود را در جهت دست یابی به اهدافمان در زندگی هدایت كنیم. چگونه؟ با طی كردن مراحل زیر این توانایی در ما ایجاد خواهد شد، امتحان كنید:
برای شروع به فكرهایتان بیشتر توجه كنید، بدون اینكه بخواهید آنها را شناسایی كنید. در واقع شما باید به عنوان فردی جدا از خودتان به توجه به افكارتان ادامه دهید. ممكن است در این میان گاهی این افكار شما را با خودش به رویا بكشاند، به خصوص اگر مبتدی باشید. هیچ اشكالی ندارد. سعی كنید هر چه سریع تر این حالت را از خود دور كنید و دوباره به عنوان یك ناظر به فكرهایی كه از سرتان می گذرد، توجه كنید.
نگذارید افكارتان مزاحم شما شوند. آنها را قضاوت یا سرزنش نكنید. سعی نكنید آنها را كنترل كنید. بعد از مدتی شما می توانید یاد بگیرید كه افكار منفی شما درباره چه چیزهایی است. حالا سعی كنید افكار مثبتی را كه می تواند جایگزین این افكار منفی باشد، شناسایی كنید تا به دنبال آن رفتارهای مثبتی را در خود به وجود آورید. تلاش ما باید در این راستا باشد كه مقدار افكار منفی و غیرضروری را هر چه كمتر كنیم و كیفیت و چگونگی افكار مثبت و ضروری را در ذهن خود تقویت كنیم. خودتان را مشغول كنید. یك غذای ساده، یك نفس عمیق و انجام تمرینات آرام كننده به سادگی به توانایی شما در مدیریت افكارتان كمك می كنند. از كارهای دیگر انتظار زیادی برای این كمك نداشته باشید.
● افكار منفی خود را شناسایی كنید
یك دفترچه یادداشت كوچك با خود داشته باشید. یادداشتی از افكار خود تهیه كنید. لحظه هایی از روز را كه طی آن شاد بوده اید، در دفترچه بنویسید. آیا آنها مثبت، كارآمد و كافی بوده اند یا اینكه افكاری گیج كننده، اغراق آمیز و منفی داشته اید؟ آیا به رابطه میان آنچه اتفاق افتاده و عكس العمل هایی كه شما در برابر آن نشان داده اید، توجه كرده اید؟ اگر جواب مثبت است، آیا شما نتایج افكار منفی را تجربه كردید؟ آیا تفاوتی میان كلمات و افكارتان وجود داشت؟ اگر این تفاوت وجود داشت، توجیه آن منطقی و درست بود یا خیر؟ آیا می توانستید راه بهتری برای ایجاد هماهنگی میان افكارو كلمات تان پیدا كنید؟
●آیا پاسخ لفظی ضروری، مناسب و كافی بود؟
بعضی وقت ها ما با دیگران و یا به سادگی با خودمان حرف می زنیم یا اینكه به چیزی شبیه این فكر می كنیم. از خودتان سوال كنید چه انگیزه ای باعث می شود برای شروع یك گفتگو پیش قدم شوید. آیا این كار ضرورت دارد؟ هدف از آن چه بوده آیا به هدف خود دست یافته اید؟ اگر نه، چرا نتوانستید این كار را انجام دهید؟ آیا علت این نبود كه شما از كلماتی نامناسب و غیرضروری و پر از احساسات منفی استفاده كرده اید؟ آیا كلماتی كه برای فكر كردن، گفتگوی درونی با خودتان یا صحبت با دیگران استفاده كرده اید، مناسب، مثبت، درخور و كافی بوده است؟ آیا در پایان كار شما از این گفتگو با خود یا دیگران شاد و راضی بوده اید؟ آیا می توانید راه هایی پیدا كنید كه بتواند شما را برای اینكه یك متفكر یا گوینده بهتر باشید، كمك كند؟ به خاطر داشته باشید كه دفترچه یادداشت وسیله ای است كه به شما برای شروع كار كمك می كند و شما را قادر می سازد كه افكار منفی خود را بشناسید. این مساله اهمیت دارد كه نسبت به این افكار درست هنگام به وجود آمدن شان آگاه شوید و آنها را برای تجزیه وتحلیل بعدی رها نكنید.
● افكار منفی
یك خورشید قدرتمند را كه نور قوی دارد، مجسم كنید. از این شعاع نورانی درخشان برای نابودی افكار منفی، فكرهای ناخواسته، تصورات و حس های نامطلوب كه شناسایی می كنید، استفاده ببرید. این خورشید را مانند یك اسلحه كه تمام وقت آماده شلیك است و به طور اتوماتیك افكار منفی را هدف قرار داده و آنها را می كشد، در ذهن خود داشته باشید. یادتان نرود كه این خورشید را به عنوان دوست صمیمی و خیلی مهربان در تصور خود داشته باشید. به خاطر داشته باشید كه چند بار در روز ناچار به استفاده از این خورشید شده اید. این كار باعث پیشرفت تدریجی هوشیاری شما می شود و افكارتان از این طریق رشد می كنند. علت افت شدید افكار منفی این است كه هر گاه ما از چیزی استفاده نكنیم، به تدریج آن را از یاد می بریم و به عبارتی گم می كنیم.
● افكار مثبت را جایگزین كنید
یكی از گام های حیاتی در این فرآیند، جایگزینی سریع افكار مثبت به جای افكار منفی از بین رفته است. هر چه مدت این جایگزینی كوتاه تر باشد، بهتر است. طولانی شدن زمان جابه جایی میان افكار منفی و مثبت باعث می شود كه قدرت افكار شب كاهش پیدا كند. موفقیت و آرامش ما به شناخت كامل اهدافمان و پیگیری موثر برای دست یافتن به آنها است كه هر دوی این عوامل به چگونگی مدیریت افكار ما بستگی دارد. كیفیت افكار ما است كه كیفیت برون دهی خود را كه عمل ما است، تعیین خواهد كرد. افكار ما قدرت جامه عمل پوشاندن به خود را دارند زیرا آنها وسیله ای هستند كه انرژی درونی ما را به سمت فعالیت های جسمی یا ذهنی هدایت و كانالیزه می كنند. شرایط بیرونی و سایر تبعات آن فقط در صورتی می توانند به ما آسیب برسانند كه ما این اجازه را از طریق افكارمان به آنها بدهیم. مثبت سخن بگویید، سخنان مثبت بزرگان را بخوانید. در محیط زندگی خود پوستر ها و كارت هایی كه پیام های مثبت بر آنها نوشته شده بر در و دیوار بچسبانید. آنها را روی میز كار و جلوی چشم تان بگذارید، به دیوار آویزان كنید، به آینه حمام بچسبانید، روی یخچال، روی داشبورد ماشین، داخل كیف دستی و جاهایی كه هر روز با آنها سر و كار دارید، از این عبارات استفاده كنید. به یاد داشته باشید كه با گذشت زمان این پوسترها و عبارات آن كهنه می شوند و خاصیت خود را از دست می دهند. پس باید آنها را در فواصل زمانی عوض كنید. نگذارید گذشت زمان باعث ضعیف شدن این پیام ها شود. از آنها به طور اختصاصی برای پاسخ به افكار منفی خاص استفاده كنید. این جایگزینی باید در هر شرایط احساسی مثبت باشد. صرف نظر از مشوق و مطمئن بودن این افكار، باید پیشنهادهایی هم به همراه داشته باشند. برای مثال، اگر شما در برابر فكر منفی <من نمی توانم هیچ وقت موفق شوم> قرار گرفته اید، فقط این كافی نیست كه شما به خودتان بگویید: <خورشید، حمله كن! من موفق می شوم.>
چنین جایگزینی به اندازه كافی موثر نیست. این بیشتر به تن دادن به رویا شبیه است و فاقد عمق لازم برای مطمئن كردن ماست. بهتر است این فكر را به بخش های آشناتر و یا مراحلی كه بر اساس آنها بتوان عمل كرد، تبدیل كنید. به طور مثال، در این باره شما می توانید چنین افكاری را جایگزین كنید:
<من می توانم موفق شوم. با هر شكست، تجربه من بیشتر می شود و می توانم افق های تازه تری را پیدا كنم. این افق های جدید نیاز به دقت نظر بیشتر من دارد. این دقت نظر به من كمك می كند كه به طور منظم به راه هایی فكر كنم كه باعث پیشرفتم می شود. من برنامه ریزی خواهم كرد و بر اساس آن اقدام می كنم. هیچ دلیلی وجود ندارد كه من نتوانم موفق شوم. من بررسی می كنم، برنامه ریزی می كنم، بیشتر به مسایل توجه می كنم، مشكلات برنامه ام را می شناسم و در نهایت موفق خواهم شد. در واقع آن موفقیت الان به دست آمده است و تنها زمان مرا از تحقق واقعی آن دور نگه داشته است. من با تلاش تمام ابزارهایی را كه برای رسیدن به موفقیت به آن نیاز دارم، فراهم می كنم. من مانند رودخانه ای هستم كه پشت هیچ مشكلی گرفتار نخواهم شد. من راهم را به هر ترتیب پیدا می كنم و اگر این راه وجود نداشته باشد، آن را می سازم.>
● امدادگران
چنین افكاری می توانند اضافه شدن تصورات مثبت و احساسات را به دنبال داشته باشند. تمام این مراحل ممكن است بیشتر از یك جایگزینی ساده افكار مثبت به جای افكار منفی زمان ببرد اما اگر شما توانسته باشید اهداف ذهنی خود را به بخش های قابل عمل كردن تبدیل كنید، تصورات و احساسات هم به كمك شما می آیند. روی یك اتفاق خوشایند كه در گذشته اتفاق افتاده تمركز كنید. از این طریق است كه تبدیل افكار شما به افكاری مثبت و امداد تصورات و احساسات شما به همدیگر، به یك رفتار مثبت همه جانبه منجر خواهد شد.
 

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی , , ,
:: بازدید از این مطلب : 1738
|
امتیاز مطلب : 1
|
|
مجموع امتیاز : 1

کودکان با واژه‌ها و کلام والدین‌شان به دنیا وصل می‌شوند. آنها این واژه‌ها را در ذهن‌شان ثبت کرده و برای بیان احساسات و عقاید‌شان و هرآنچه می‌خواهند به کار می‌برند.به هر شکلی با آنها حرف بزنیم با ما حرف خواهند زد.

این رابطه از یک جایی باید دو طرفه شود. اگر آنها را نشنوید شما را نمی‌شنوند. مراحل زیر به شما کمک خواهند کرد تا از نظر کمی و کیفی به یک ارتباط مناسب با کودکتان دست یابید.

به‌طور مرتب باکودکان گفت‌وگو کنید. هرروز وقتی را به این کار اختصاص دهید. حتی اگر این وقت فقط 5دقیقه هنگام خوابیدن کودک باشد. مدت زمان صحبت‌کردن می‌تواند متغیر باشد اما جای آن باید در برنامه روزانه شما مشخص باشد.

برای صحبت کردن قرار بگذارید. وقتی کودک با شما می‌خواهد صحبت کند یا به‌طور غیرشفاهی اشاره می‌کند که چیزی او را آزار می‌دهد، در اسرع وقت به‌طور خصوصی با او خلوت کرده یا برای صحبت کردن با او قرار بگذارید. به‌خصوص اگر مجبورید وقت گفت‌وگو را به تأخیر بیندازید وقت خاصی را مشخص کنید: «الان وقت مناسبی نیست، ولی امشب درست بعد از جمع کردن ظرف‌های شام می‌توانیم توی اتاقت صحبت کنیم». بعد از تعیین قرار بد قولی نکنید.

تمام توجه‌تان را به او جلب کنید. به بقیه افراد خانواده بگویید که مزاحم نشوند. به یک جای خلوت و ساکت بروید و طوری عمل کنید که انگار تا ابد می‌خواهید گوش کنید. همانقدر که برای دوستان خود که برای مشورت نزد شما آمده‌اند وقت می‌گذارید، برای کودکان خود نیز وقت بگذارید.

سر صحبت را باز کنید. گاهی شروع صحبت برای کودکان مشکل است. پس سر صحبت را با جملاتی نظیر «خب چی شد» یا «بگو‌از چه ناراحتی» باز کنید. ولی هر چه این جملات اختصاصی‌تر باشند مؤثرترند. برای مثال ممکن است بگویید: «وقتی امروز از مدرسه اومدی خانه، خیلی ناراحت به‌نظر اومدی. می‌خوای راجع به اون با من حرف بزنی». اگر کودک نشان داد چیزی در مدرسه اتفاق افتاده اما او حالا نمی‌خواهد راجع به آن صحبت کند به او القا کنید که آزاد است و می‌تواند در فرصت دیگری این کار را انجام دهد.

به کودک اجازه صحبت کردن بدهید. وقتی صحبت را آغاز کردید از مهارت‌های خود استفاده کنید تا مکالمه را زنده نگه دارید. افراد بالغ معمولا تمایل دارند راه‌حل‌هایی پیشنهاد دهند و حتی برای کودکان نطق کنند. در برابر این وسوسه‌ها مقاومت کنید. از پرسش‌ها برای افزایش اعتماد کودک و به حرف کشیدن او استفاده کنید؛ «بعدش چی شد؟»، «اون چی گفت؟»و... . از جملاتی استفاده کنید که همدردی شما را می‌رساند: «شرط می‌بندم که خیلی ناراحتت کرد»، «اگر کسی با من این کاررو کرده بود، خیلی عصبانی می‌شدم» یا حتی کلمات کوتاهی نظیر «چه‌بد!» یا «عجب!» می‌توان مکالمه را ادامه داد. سعی کنید حرف‌های کودک را به‌خودش برگردانید تا شما را با بخش بیشتری از احساساتش شریک کند. این روش را چندین سال پیش «دکتر کارل راجرز» برای روان‌شناسانی که با افراد بالغ کار می‌کردند طراحی کرده است. بعدها این روش برای کودکان نیز مورد استفاده قرارگرفت.

چگونه با کودک خود صحبت کنیم‌؟

آیا به‌نظر می‌آید کودکان شما درخواست‌هایتان را نمی‌شنوند؟ اگر این طور است، به خاطر ضعف شنوایی آنها نیست، بلکه نشانه بی‌توجهی آنها به حرف‌های شماست. آنها تا هنگامی که صدایتان به حدی بلند شود که احساس کنند خیلی جدی هستید به این کار ادامه می‌دهند. رفع این مشکل دو جزء ضروری را می‌طلبد: والدین باید چیزی را بگویند که هدفی از آن دارند و سپس آن مطالب را جدی بگیرند. پس کلمات خود را با دقت انتخاب کنید، سپس آنها را با صداقت و محکم به کودکان انتقال دهید. کودک شما به‌زودی یاد خواهد گرفت که در نخستین لحظه‌ای که شروع به صحبت می‌کنید، به شما گوش فرادهد. برای نیل به این منظور به نکات زیر توجه کنید:

مجبورش کنید به چشم‌هایتان نگاه کند.

از آنجایی که حواس کودکان به آسانی پرت می‌شود، اطمینان حاصل کنید که هنگام صحبت کردن، به شما نگاه می‌کنند. شاید این مهم‌ترین عامل در پیروی کودک از دستورات با گوش دادن به شما باشد. نشان دهید که منظور شما از تلاقی نگاه چیست. این روش را از طریق یک بازی به کودک بیاموزید: چند متر دورتر از هم بنشینید و به چشم‌های هم نگاه کنید، هرکس زودتر به اطراف نگاه کند بازنده است. اگر کودکتان از نگاه کردن به چشمان شما می‌ترسد یا احساس ناراحتی می‌کند، به او بیاموزید تا به دهان یا تمام صورت شما نگاه کند. گاهی برای جلب توجه یک کودک لازم است تماس جسمی با او داشته باشید. به آرامی دست‌تان را روی شانه‌‌اش بگذارید یا درصورت لزوم، دو تا دست‌تان را روی شانه‌هایش قرار دهید و با ملایمت صورتش را به طرف خود نگاه دارید. فقط گاهی از این روش استفاده کنید و بکوشید به استفاده از آن عادت نکنید. برای کودکان بزرگ‌تر هرچیزی بیش از یک اشاره کوچک، با دست بر شانه‌‌اش ممکن است به جای جلب توجه، به یک رویارویی بدون ثمر بینجامد. وقتی کودک هنگام صحبت به شما نگاه می‌کند برای این کار او را تشویق کنید و بگذارید بداند که از او راضی هستید. بعدها درصورتی که علاوه بر نگاه کردن به شما، از دستورات نیز پیروی کرد، او را تحسین کنید.

آرام ولی محکم صحبت کنید.

اگر معمولا هنگامی که کاری از کودکتان می‌خواهید صدایتان را بلند می‌کنید، کودک می‌آموزد تا هنگامی که صدایتان را به حداکثر نرسانده‌اید، به شمابی‌توجهی کند. اگر متوجه شدید صدایتان لحظه به‌لحظه بلندتر می‌شود، صبر کنید. یک نفس عمیق بکشید، به چشم‌های کودک خیره شوید، با آهستگی و بسیار شمرده سخن بگویید: «علی، (با یک مکث بین هر کلمه در حالی که به هم نگاه می‌کنید) من... ازت... می‌خوام... لباس‌هات رو... همین حالا... جمع کنی... و توی... کمد... بگذاری.»

از جملات پرسشی اجتناب کنید.

وقتی به کودکتان می‌گویید «چطوره لباس‌هات رو جمع کنی‌!» اگر پاسخ داد، «حالا نه‌!» متعجب نشوید. اگر بگویید: «می آیی حالا ظرف‌ها رو تمیز کنیم‌؟» این فرصت را به او داده‌اید تا بگوید: «نه نمی‌یام». اگر در مورد چیزی که می‌خواهید کودکتان انجام دهد سؤالی در ذهن ندارید، از جملات قاطع استفاده کنید تا دقیقا بداند چه کاری باید بکند و به علاوه آن را چه موقع، کجا و چگونه انجام دهد.

با جملات ساده صحبت کنید.

از کلماتی که کودکتان آنها را نمی‌فهمد استفاده نـکنیــد. ســـاده و روشن حرف بزنید و پرچانگی نکنید. دستورات و توضیحات طولانی ممکن است باعث فراموش شدن بخش‌های اصلی صحبت‌تان شود. نوجوانان برای به یادآوردن سرنخ‌های اطلاعات شفاهی، توانایی محدودی دارند. گفت‌وگوهای کوتاه و ساده، همراه با یک عکس‌العمل طبیعی بهتر از یک سخنرانی طولانی، درک و به خاطر سپرده می‌شود. به جای ادامه گفت‌وگو در مورد مسئولیت، ارزش پول و اصول اخلاق، وضعیت را برای کودک روشن کنید: «یا همین حالا از دوچرخه سواری دست می‌کشی، یا یک‌هفته حق سوار شدن نداری.»

احساستان را به کودک بگویید.

بدون آنکه به‌طور مستقیم از کودک انتقاد کنید، به او بگویید که در مورد اعمال و رفتارش چه احساسی دارید؛ برای مثال: «برای اینکه خودت توالت را تمیز نمی‌کنی، واقعا ناراحتم.» یا «وقتی به موقع خونه نمی‌آی واقعا نگران می‌شم.» اگر از جملاتی استفاده کنید که به جای کودک به‌خودتان اشاره کند، می‌توانید از انتقاد، سرزنش یا حمله کردن به کودک بپرهیزید، همچنان احساسات را به‌طور مؤثری بیان کنید.
 

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی , , ,
:: بازدید از این مطلب : 1558
|
امتیاز مطلب : 1
|
|
مجموع امتیاز : 1

چگونه در زندگی موفق باشیم‌؟
موفقیت یعنی رسیدن به هدف یا حداقل حرکت در مسیر آن‌، و در هر فرهنگ و جامعه‌ای یک معنا و مفهوم می‌یابد در جامعه اسلامی‌، موفقیت یعنی رسیدن به هدف اسلامی و دینی و قرب الهی‌.
تبعیت از راهنمایان الهی و عمل به توصیه‌های آنان انسان را در مسیر موفقیت قرار می‌دهد و به میزان عمل به آن هدف نزدیکتر می‌شود. توجّه به نکات زیر برای موفقیت یک جوان اهمیت دارد.
الف‌:موفقیت در گرو عمل و تلاش است نه شانس و اقبال‌. قرآن می‌فرماید:برای انسان بهره‌ای جز آنچه سعی و تلاش می‌کند نیست‌. (نجم‌، 39)
ب‌:استفاده از فرصت جوانی و مغتنم شمردن آن‌. سلامتی‌، جوانی‌، فراغت‌، حافظه‌،... نعمت‌هائی است که اگر غفلت نمائیم از دست خواهد رفت و همیشه پشیمان خواهیم بود و بر آن افسوس خواهیم خورد و رمز موفقیت استفاده از فرصت‌ها است‌. "قَالُوا یَـَحَسْرَتَنَا عَلَی‌َ مَا فَرَّطْنَا فِیهَا" (انعام‌، 31) پشیمانی ناشی از تباه کردن فرصت‌ها در دنیاست‌.
ج‌:اعتدال در خواب‌، خوراک‌، مطالعه‌، ورزش و خلاصه نظم و برنامه در زندگی‌، که گرفتار افراط و تفریط نشویم‌. لقمان به فرزندش اعتدال را توصیه می‌کند حتی در گفتار و سخن می‌فرماید میانه‌رو باش‌. (لقمان‌، 19)
د:صبر و تحمل مشکلات و از کوره در نرفتن یکی دیگر از رموز موفقیت است‌. لقمان به پسرش می‌فرماید:در برابر مصائبی که به تو می‌رسد پایدار و صبور باش‌.
و خلاصه توسل به اولیای الهی و استعداد از خداوند و توکل بر او انسان را در رسیدن به اهداف بلند مددکار خوبی است‌.
با نگاهی سریع به جامعه و تاریخ در می‌یابیم که انسان‌ها در سه گروه قابل تقسیم و بررسی‌اند:
1. سعادتمند و موفق‌؛
2. متوسط و معمولی‌؛
3. بدبخت و شکست خورده‌؛
با نگاهی از ویژگی‌های فکری‌، اخلاقی و رفتاری این سه گروه می‌توان راز سعادت‌، نیک‌بختی و موفقیت را به دست آورد:

گروه اول‌گروه دوم‌گروه سوم‌
1. ایمان به خدا(آل‌عمران‌،140)1. ایمان ضعیف و متوسط1. غفلت از نظام آفرینش‌
2. انس با قرآن‌، نماز و...(بقره‌،153)2. ارتباط نامنظم با قرآن‌2. سرگرمی‌های مبتذل‌
3. ایمان به اولیای الهی‌3. ایمان مبهم و توأم با غفلت‌3. غفلت از برنامه هدایتی خدا برای انسان‌ها
4. توکل بر خدا(هود،88)4. اعتماد بر خدا و دیگران‌4. تکیه بر امکانات پدر، مادر و رفیق‌
5. توسل به خدا و اولیأالله(طه‌،104)5. توسل به هر دو(خدا و غیر خدا)5. استمداد از افرادی همانند خویش
6. امیداوری‌6. امید و یأس‌6. یأس و سرخوردگی‌
7. کار و تلاش (نجم‌،39)7. تلاش و هرزگی‌7. تکیه بر شانس و انتظار از دیگران‌
8.پشتکارواستقامت‌8.مقاومت‌اندک‌8.بی‌کاری‌وهرزگی‌،اضطراب‌وتذبذب‌فکری‌ورفتاری‌
9. همت بلند9. هدف و همت متوسط9.لذت‌طلبی‌،راحت‌طلبی‌،خواب‌زدگی‌،پرخوری‌
10. نظم و انضباط(آل‌عمران‌،153)10. گاهی منظم و گاهی بی‌نظمی‌10. هدر دادن اوقات و بی برنامگی‌
11. خوش‌بینی جامعه‌11. آمیخته‌ای از اعتماد و دلهره‌11. بدبینی به همه و ترس از مردم‌
12. دوستی با مردم‌12. دوستی و بی تفاوتی‌12. کینه و نفرت از مردم‌
13. مشورت‌13. گاه مشاوره و زمانی خودمحوری‌13. استبداد فکری‌
14. استغفار و پندگیری‌14. گاه پندگیری و گاه لجاجت‌14.اصرار بر کژروی و توجیه و تحلیل نادرست حوادث‌تلخ‌

در ذیل به برخی از روایات اهل‌بیت‌:نیز که راه موفقیت و سعادت را نشان می‌دهند اشاره می‌کنیم‌:
علی‌7:حزم‌، دوراندیشی‌، آینده‌نگری‌، عزم و اراده زمینه ساز پیروزی‌های انسان است‌.(بحارالانوار، علامه مجلسی‌، ج 72، ص 71، مؤسسة الوفأ، قم‌.)
حضرت باقر7:کسالت و تنبلی به دین و دنیای انسان ضربه می‌زند.(همان‌، ج 75، ص 180.)
حضرت علی‌7:تنبلی ناتوانی پدید می‌آورد و فقر از ازدواج کسالت و ناتوانی متولد می‌شود.(همان‌، ج 75، ص 59.)
علاوه بر موارد گفته شده نکات زیر را همیشه به یاد داشته باشیم‌:
1. سعادت انسان به تفکر و تلاش بستگی داردو نباید گناه عدم موفقیت را به گردن شانس و اتفاقات روزگار بیفکنیم‌؛
2. فرصت همیشه در اختیار نیست‌. باید از سلامتی‌، جوانی‌، فراغت‌، حافظه و... به بهترین وجه بهره گرفت‌؛(انعام‌،31)
3. خداوند انسان را بدون راهنما در جهان رها نکرده است‌. برای گام زدن در مسیر سعادت باید راهنمایان الهی را بشناسیم و در اندیشه و عمل از آنان استفاده کنیم‌.
این راهنمایان عبارتند از:
الف‌) عقل و قدرت تفکر؛ (بقره‌،219 و 220)
ب‌) قرآن مجید؛ (آل‌عمران‌، 138)
ج‌) احادیث معصومین‌:؛
د) عالمان ربانی و باتقوا؛
'û)تجارب عینی و محسوس زندگی‌؛(نحل‌،78)
و) تجارب تاریخی و عبرت از حوادث گذشته‌؛(آل‌عمران‌،137)
ز) مشورت با افراد عاقل و دلسوز؛(آل‌عمران‌،159)
 

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی , , ,
:: بازدید از این مطلب : 1694
|
امتیاز مطلب : 1
|
|
مجموع امتیاز : 1

توصیه های جالب برای لذت بردن از زندگی
1: به تماشای غروب آفتاب بنشیید 2: بیشتر بخدید 3: کمتر گله کنید 4: با تلفن کردن به یک دوست قدیمی او را غافلگیر کنید 5:هدیه هایی که گرفته اید را بیرو بیاورید و تماشا کنید شاید برایتان قابل استفاده باشد 6: دعا کنید 7: در داخل آسانسور با آدم ها صحبت کنید 8: گه گاهی نفس عمیق بکشید 9: لذت عطسه کردن را حس کنید 10:قدر اینکه پاهیتان سالم است را بدانید 11: زیر دوش آواز بخوانید 12: با بقیه فرق داشته باشید 13: کفشهایتان را عوضی پایتان کنید و به خودتان بخندید 14: به دنیای بالای سرتان خیره شوید 15: با حیوانات بازی کنید 16: کارهای برنامه ریزی نشده انجام دهید و برای انجام ان در همین آخر هفته برنامه ریزی کنید 17: برای کاری برنامه ریزی کنید و ا را درست طبق برنامه انجام دهید 18: از تنقلات لذت ببرید 19: دستان خود را در آسمان تکان دهید 20: در ح.ض یا استخری که ماهی دارد شنا کنید 21: از درخت بالا بروید 22: در حال رفتن به کلاس یکبار دور خودتان بچرخید 23: به یگران بگویید خوشگل شده اند 24: مجموعه ای از یک چیز(برگ و سنگ و...) برای خودتان جمع آوری کنید 25: هر وقت که امکانش وجود داشت پابرهنه را بروید 26: آدم برفی یا خانه ماسه ای بسازید 27: بدون آنکه مقصد خاصی داشته باشید پیاده روی کنید 28: وقتی تمام امتحاناتت تمام شد برای خودتان یک بستنی بخرید و با لذت بخورید 29: جلوی آینه شکلک در بیاورید و خودتان را سرگرم کنید 30: فقط نشنوید سعی کنید گوش کنید 31: رنگ های اصلی بشناشید و از آنها لذت ببرید 32: ووقتی از خواب بیدار می شوید زنده بودنتان را حس کنید 33: زیر باران راه بروید 34: تا جایی که می توانید بالا بپرید 35: حرکات موزون انجام دهید و ورزش کنید حتی در رختتخواب 36: کمتر حرف بزنید وبیشتر بگویید 37: قبل از آنکه مجبور به رژیم گرفتن شوید حذکات ورزشی انجام دهید 38: بازی شطرنج را یاد بگیرید 39: کنار رودخانه یا دریا بنشینید و در سکوت به صدای آب گوش کنید 40: هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهید
 

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی , , ,
:: بازدید از این مطلب : 1662
|
امتیاز مطلب : 3
|
|
مجموع امتیاز : 1