عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری

Alternative content


Getlike
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



coinpayu CoinBulb
More Money - Earn Free Bitcoin CoinBulb
کسب درآمد
CoinBulb

9 روش برای تصمیم‌گیری درست

چشم‌انداز مغز ما محل منطقی نیست.

ما هنوز هم همان مغز عصر حجری پیشینیانمان—حجمی از احساسات، خاطرات ناقص و یک محدوده توجه کوتاه—را داریم. مغز ما هیچوقت همه حقایق برای گرفتن تصمیم "ایدآل" را در خود ندارد.
از اینجا داستان بدتر می‌شود. حتی گاهی بدون اینکه بدانیم تصمیم می‌گیریم.
وقتی دانشمندان علوم اعصاب فعالیت مغز را در طول یک آزمایش تصمیم‌گیری ساده بررسی کردند، متوجه شدند که افراد معمولاً 10 ثانیه قبل از اینکه آگاه شوند تصمیم گرفته‌اند، تصمیم می‌گیرند.

چطور می‌توانیم امیدوار باشیم که تصمیم درست گرفته‌ایم؟

در واقعیت وضعیت به این بدی نیست، ما هر روز تصمیماتی در زندگیمان می‌گیریم. دنیا تغییر می‌کند و احساس می‌کنیم که کنترل آن را به دست داریم.
خوشبختانه علم اعصاب و روان ما را از نواقص و کمبودهای مغز انسان آگاه کرده است. با دانستن این ضعف‌ها، می‌توانید از یک استراتژی ساده برای غلبه بر آنها استفاده کنیم.


1. به غریزه خود توجه کنید اما اجازه ندهید بر شما ریاست کند.

ما به یک دلیل غرایزمان را رشد داده‌ایم—آنها واقعاً خوب عمل می‌کنند. توانایی گرفتن یک تصمیم سریع برای پیشینیان عصر حجری ما می‌توانست تفاوت خورده شدن توسط یک ببر وحشی یا شکار آن ببر باشد. اما اخیراً با چند ببر روبه‌رو شده‌اید؟ واقعیت این است که در این عصر دیگر نیازی به اینگونه تصمیمات سریع نیست اما باز هم نمی‌توانید دست از گرفتن این تصمیمات بردارید. با آن مقابله نکنید اما به آن هم بسنده نکنید. از خودتان بپرسید "چرا این فکر را کردم؟" یا "چرا چنین احساسی داشتم؟"


2. گزینه‌هایتان را لیست کنید.

مغز قدرتمندترین کامپیوتر موجود است اما قادر به انجام چند کار همزمان نیست. دشوار است که بیشتر از 7 فکر مختلف را در یک زمان در ذهنتان داشته باشید و غیرممکن است که بتوانید روی دو مورد از آن به طور همزمان تمرکز کنید. دلیل اینکه وقتی موقع رانندگی با تلفن‌همراه صحبت میکنیم، تصادف نکرده و ماشینمان را داغان نمی‌کنیم این است که می‌توانیم خیلی سریع تمرکز روی کارها را تغییر دهیم—اما خیلی کندتر و بی‌دقت‌تر از زمانیکه هرکدام را به تنهایی انجام می دادیم. برای تصمیمی که می‌خواهیم بگیرید، همه انتخاب‌ها و گزینه‌های موجود را لیست کنید، آن را بیرون ذهنتان بکشانید و زمانی را به بررسی هر کدام به تنهایی اختصاص دهید.


3. سوالات را بازنویسی کنید.

می‌دانید برای اینکه یک دانشمند تمام‌عیار باشید به چه چیزی لازم است؟ گرفتن نمرات عالی یا به خاطر سپردن چیزها کافی نیست. مهم این است که سوالات درست بپرسید. هر مشکلی که دارید، سعی کنید آن را به سه یا چهار شکل مختلف بنویسید. اینکه خودتان را مجبور کنید به طرق مختلف به آن مشکل نگاه و فکر کنید باعث می‌توانید بتوانید راهکارهای متفاوتی نیز پیدا کنید.


4. تاریخ را پیش‌بینی کنید.

حافظه ما آنقدرها که تصور می‌کنیم خوب نیست و درنتیجه یادمان نمی‌ماند که چقدر ممکن است بد باشد. همین حافظه‌های انتخابی است که باعث می‌شود یادتان بماند امروز با چه کسی حرف زدید اما یادتان نیاید که چهارشنبه هفته پیش صبحانه چه خوردید. استفاده از تاریخ برای گرفتن تصمیم نیازمند این است که به خاطر بیاوریم دفعه قبلی که در موقعیتی مشابه بودیم چه اتفاقی افتاد. کند پیش بروید و خاطره‌تان را خوب بررسی کنید—نباید فقط پیروزی‌هایتان را به خاطر سپرده باشید و شکست‌ها را فراموش کرده باشید.


5. به خاطر داشته باشید که زمان طرف شماست.

سعی کنید خودتان را از احساسات آن لحظه دور کنید. البته انجام فوری این کار غیرممکن است اما بهترین راهکار این است که بین زمان حال و زمانی که می‌خواهید تصمیم بگیرید کمی فاصله بیندازید.


6. این را یک آزمایش ببینید.

مغز انسان جداشده نیست—برای عمل کردن در موقعیت‌های اجتماعی با همتایان خود طراحی شده است. حاصل آن این است که زمان و انرژی زیادی را برای کار گروهی و رابطه با دوستانمان صرف می‌کنیم. تصور کنید که قرار است برای تصمیمی که می‌گیرید به شما نمره بدهند و اتوماتیک‌وار توجه بیشتری به آن می‌کنید. بنویسید که چرا چنین تصمیمی گرفتید و بعد فکر کنید: "این یک امتحان است. من از پس آن برمی‌آیم و فرصت دیگری برای تغییر آن ندارم. بقیه قرار است تصمیم من را ببینند و به آن نمره بدهند". اینکار باعث می‌شود بیشتر به چرای تصمیمی که می‌گیرید فکر کنید و برنامه‌ها و دیدگاه‌های ضعیف را کنار بگذارید.


7. دانش عمومی نیست.

زمان‌های "فراموش‌شده" را پیدا کنید و ببینید چرا آنطور بوده است. همه می‌دانند که نباید بعد از غذا خوردن شنا کرد اما چرا؟ برای همه همینطور است؟ تصوراتتان را زیر سوال ببرید و قضاوت کنید آیا درمورد شما هم صدق می‌کند یا خیر.


8. تصمیم را بگیرید.

آیا می‌خواهید درمورد وضعیت شغلیتان تصمیم بگیرید یا اینکه چه مارک پنیری را برای صبحانه بخورید؟ همه تصمیمات برابر نیستند پس وقتتان را تلف نکنید. لازم نیست برای هر وعده صبحانه قدم 1 تا 9 را دنبال کنید.


9. تصمیم را عملی کنید.

می‌توانید تا بی نهایت تصمیمی که گرفته‌اید را دوباره و دوباره تحلیل و بررسی کنید. اما بالاخره باید یکجا آن را متوقف کنید. آن را واقعی کنید، یادداشتش کنید. وقتی تصمیمتان بیرون از مغزتان و به دنیای واقعی آمد، مغزتان از بررسی گزینه‌های مختلف دست کشیده و سراغ کار بعدی می‌رود.

یادتان باشد چشم‌انداز مغز ما محل منطقی نیست. شما حتی نباید مغزتان را وادار به دنبال کردن قدم 1 تا 9 کنید. بهترین تصمیمی که می‌توانید اینجا بگیرید این است که فقط قدم هایی که دوست دارید را دنبال کنید، آن هم با هر ترتیبی که دوست داشتید. هر کاری که می‌کنید، رمز گرفتن بهترین تصمیمات در زندگی این است که بخواهید.

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: روانشناسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 936
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0

مهارت های مورد نیاز زندگی سالم

 


چنانچه به دلایل مختلف تعارضاتی بین زوجین یا افراد به وجود آید، باید در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به رفع آن اقدام کرد. در این رابطه یک گفتگوی صحیح که همه آداب و نکاتش رعایت شود، پیشنهاد می گردد.

هدف اصلی زندگی همه آدم ها روی کره زمین، رسیدن به تعادل، آرامش و خوشبختی است، اما به دلیل تفاوت های فردی چه از نظر آموزش های عمومی مثل مدرسه و رسانه ها و آموزش های اکتسابی مثل کلاس های مختلف و مطالعه کتب و چه از منظر وضعیت هیجانی و عاطفی و روانی افراد و موقعیت های مختلف و تفاوت در فرهنگ، همه خانواده ها به یک درجه و میزان خوشبختی را تجربه نمی کنند و در این جریان نیز، خانواده های فراوانی هستند که به ندرت تعادل و نهایتاً خوشبختی را تجربه می کنند.

لذا اینگونه خانواده ها باید قبل از پرداختن به آخرین راه حل که متاسفانه برای خیلی ها طلاق و جدایی اولین راه حل ، می باشد، بتوانند مهارت های اجتماعی و مهارت های مقابله با اختلافات زناشویی و تعارض و... را کسب کنند که در جهت اصلاح ساختار موجود از دانش، تجربه و تبحر بیشتری برخوردار گردند.

عمده ترین مهارت های مقابله با اختلافات در روابط زناشویی:

- مشخص کردن هدف در یک رابطه نزدیک صمیمی

- ارزیابی میزان رضایت از خود

- مسئولیت پذیری فعالانه

- ارزیابی انتظارات از خود و همسرتان

- حساس بودن نسبت به حوزه های مطلوب تغییر

- تمرین تحمل کردن (بردباری)

- ایجاد تعادل بین اعمال مثبت و منفی شریک زندگی خود

- شناخت حقوق خود برای تعیین نیازها

- غلبه بر حسادت

- ارتباط و مذاکره

- خوشبین بودن در قضاوت نسبت به دیگران

- اجتناب از سرزنش کردن و تفکر منفی

چنانچه به دلایل مختلف تعارضاتی بین زوجین یا افراد به وجود آید، باید در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به رفع آن اقدام کرد. در این رابطه یک گفتگوی صحیح که همه آداب و نکاتش رعایت شود، پیشنهاد می گردد

فن رفع تعارض و دلخوری در روابط زناشویی

شما از همسرتان دلگیر هستید، حرفی پیش آمده و یا اتفاقی افتاده، می توانید تا از در نیامده و لباس عوض نکرده و تا وقتی خسته از کار روزانه است، همه حرفهایی را که از صبح در ذهنتان مرور کردید را یک دفعه به شوهرتان شلیک کنید، او هم غافلگیر می شود و ماشاءا... کم هم نمی آورد و او هم با نامهربانی با شما برخورد می کند، تمام شد، هم حقتان را نگرفتید، هم دو تا خوردید و هم شب و احتمالا فردایتان هم خراب شد.

آقایان هم همینطور، وقتی که از خانمتان عصبانی هستید و می بینید که او خسته و یا مشغول انجام کاری است، چرا سر حرف را باز می کنید که یک هو عصبانی شود؟ اصلا چرا از محل کارتان به او زنگ می زنید و ناراحتیتان را مستقیما می گویید و بعد منتظر پاسخش نمی شوید و با بهانه این که کار دارید گوشی را قطع می کنید؟ فقط می خواستید آرامش او را تا بعد از ظهر که به منزل می روید به هم بزنید؟ نتیجه این سلب آرامش همسرتان ، سلب آرامش شما و فرزندان هم هست!

چنانچه به دلایل مختلف تعارضاتی بین زوجین یا افراد به وجود آید، باید در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به رفع آن اقدام کرد. در این رابطه یک گفتگوی صحیح که همه آداب و نکاتش رعایت شود، پیشنهاد می گردد.


مراحل مناسب حل اختلاف میان زوجین

- ابتدا محل و زمان گفتگو مهم است، هر دو شاد و آرام باشند، خسته نباشند، در حضور بچه ها و دیگر اعضای خانواده نباشد، کار به خصوصی نداشته باشند و ...

- پیش از طرح موضوع، ابتدا عین موضوع را روی کاغذ نوشته و سهم خود را در پیشامد مربوطه مشخص می کنیم، نوشتن ماجرا باعث آرامش روانی می شود و به فرد کمک می کند، موضوع را بهتر بشناسد.

- پیش از صحبت کردن، سعی کنید خود را به جای همسرتان (طرف مقابل) قرار دهید.

- پیش از صحبت کردن با همسر، هرگز موضوع را با دیگران مطرح نکنید، زیرا یا وارونه شده و یا شاخ و برگ می گیرد.

- در ابتدا تأکید کنید که مقصود از طرح موضوع اختلاف، رسیدن به تفاهم و رفع مشکل است.

- تأکید کنید شاید اصل ماجرا، یک سوء تفاهم باشد و قصد دارید آن را رفع کنید.

- سعی کنید از نکات مثبت کارهای اخیر او و یا آنچه از او پسندیده اید، ذکر کنید تا فضا صمیمی تر گردد.

- لحن دوستانه و مهربانانه داشته باشید و سعی کنید در طول گفتگو به هیچ وجه خشمگین نشوید و بر رفتار خود مسلط باشید.

- تأکید کنید ممکن است مقصر ماجرا خودتان باشید و تقصیرهای خود را نیز بر زبان بیاورید تا او به اشتباهاتش پی ببرد.

- سعی کنید از کنایه، زخم زبان، تحقیر و تمسخر استفاده نکنید. گفتگوی خوب، صحبتی بدون تهدید، ترس، وحشت و... می باشد.

- مقایسه نکردن همسر (طرف مقابل)، با دیگران و ذکر نکردن مزیت دیگران، مقایسه رفتار خوب با رفتار نامناسب او انجام شود یعنی مقایسه بین رفتارهای مثبت و منفی شخص باشد و نه رفتارهای او با دیگران.

- از دلخوری ها و رنجش های کوچک شروع کنید و از گذشته دور، یاد نکنید.

- به زمان حال و همین مکان توجه کنید (اینجا و اکنون).

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی , روانشناسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 1108
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0

دروغ هایی که به خودمان می گوییم!

 


خود فریبی، دروغ گفتن به خود است و وقتی اتفاق می افتد که ما به جای یک دلیل واقعی یک دلیل دیگر را که در کوتاه مدت کمتر آسیب زاست برای رفتار خود در نظر می گیریم. این پدیده که در طولانی مدت ما را به سمت نابودی می کشاند به صورت ناهشیار اتفاق می افتد یعنی ما بدون اینکه آگاه باشیم به خودمان دروغ می گوییم. با توجه به این مسئله چطور می توانیم بفهمیم که برای مثال همین حالا در مورد یک مسئله ای با خودمان صادق هستیم یا خیر؟

« من وقتی از خانه بیرون می روم حسابی آرایش می کنم، ولی وقتی خانه هستم نه. به نظرم ضرورتی ندارد. شوهرم من را همینجوری پسندیده، دلیلی ندارد بخواهم کلی هزینه روی دست خانواده ام بگذارم و وسایل آرایش چند ده هزار تومانی را داخل خانه تمام کنم. به علاوه می دانید به نظر من مهم است که غریبه ترها ظاهر برازنده تری از آدم ببینند، این آبروی شوهرم هم هست».

« خانم من حتی برای من هم سعی نمی کند زیباتر جلوه کند. یعنی وقتی برای این کارها ندارد از صبح سر کار است، البته محل کارمان یکی نیست، وقتی هم می رسد به خانه تا نیمه شب به خاطر شستن و پختن و کار خانه سر پاست. البته این یک استدلال خوش بینانه است. راستش من خیلی ناراحتم چون فکر می کنم او از زندگی با من راضی نیست».

نظر شما چیست؟ آیا دلیل رفتار و افکار این خانم و آقای محترم همین است که بیان کرده اند؟ این سوالی است که در هر زمان برای هر یک از ما نیز می تواند محلی از طرح داشته باشد. آیا علت انتخاب لباسهای مارک دار گران قیمت صرفاً زیبایی آنهاست؟ آیا علت به همسری برگزیدن یک زن یا مرد معتاد عشق است؟ اشتباه نشود. ما در این مقاله به دنبال قضاوت کردن درباره دیگران نیستیم. بلکه می-خواهیم با اندکی تأمل بیشتر در علت رفتارهای مان از خودمان، خود خود واقعی مان شناخت بیشتری پیدا کنیم. راحت بگویم، این مقاله فراخوانی عمومی به این موضوع است: «بیایید به خودمان دروغ نگوییم». عنوان این فراخوان نباید به کسی بر بخورد، چرا که ما انسانیم و می دانیم که انسان استاد خودفریبی است و به تجربه موقعیتهایی را در زندگی دریافته ایم که چیزهای غلط را برای خود درست نمایانده و از پذیرش چیزهای درست امتناع کرده ایم.

خود فریبی، دروغ گفتن به خود است و وقتی اتفاق می افتد که ما به جای یک دلیل واقعی یک دلیل دیگر را که در کوتاه مدت کمتر آسیب زاست برای رفتار خود در نظر می گیریم. این پدیده که در طولانی مدت ما را به سمت نابودی می کشاند به صورت ناهشیار اتفاق می افتد یعنی ما بدون اینکه آگاه باشیم به خودمان دروغ می گوییم. با توجه به این مسئله چطور می توانیم بفهمیم که برای مثال همین حالا در مورد یک مسئله ای با خودمان صادق هستیم یا خیر؟

بهترین راه برای تشخیص اینکه آیا داریم به خودمان دروغ می گوییم یا نه خود مشاهده گری است. این به آن معناست که بدون قضاوت، تمام توجه مان را به خودمان معطوف کنیم و با پرسیدن سوالاتی از خود، انگیزه ها و علل درونی رفتارهایمان را شناسایی کنیم. خود مشاهده گری سه حیطه را در بر می گیرد:


1. مشاهده هیجانهای خود

گاهی ما سریعاً به رفتارهای دیگران واکنش هیجانی نشان می دهیم آن هم به صورتی که با مختصات آن رفتار و همینطور ویژگیهای شخصیتی عامل آن رفتار تناسبی ندارد. برای مثال در یک مهمانی یکی از آشنایان را می بینیم که به عنوان فردی خوش معاشرت معروف است اما از ما به سادگی می گذرد. اما ما به همین سادگی از او نمی گذریم بلکه به سر وقتش می رویم و به بیانی تند (که نشانه هیجان خشم است) بی محلی او را تلافی می کنیم. شاید در آن موقع این طور فکر کرده ایم که او آدمی است که همیشه دوست داشته من را تحقیر کند. اما وقتی به کمیت و کیفیت هیجان خود توجه می کنیم می بینیم که این ما هستیم که همیشه وقتی او را می بینیم یا حتی وقتی که می شنویم او هم به مهمانی خواهد آمد احساس بدی پیدا می کنیم. و وقتی بیشتر به خودمان توجه می کنیم متوجه می شویم که او مثلاً شبیه کسی است که خاطره دردناکی را در گذشته برای مان ایجاد کرده است. به عبارت دیگر، می فهمیم که ریشه این احساس بد به خودمان و مسائل حل نشده ای که از گذشته با خود حمل می کنیم بر می گردد نه به آن فرد.

با توجه به این واقعیت وقتی ما نسبت به چیزی یا کسی واکنش هیجانی فوری و نامتناسب نشان می دهیم لازم است مکث کنیم و از خودمان بپرسیم: این هیجان چیست؟ آیا این هیجان واقعاً به موقعیت فعلی مربوط است یا اینکه موقعیت فعلی چیزی را در من زنده کرده است که از گذشته حل نشده باقی مانده است؟

2. مشاهده افکار خود

ما می خواهیم باور کنیم که افکار ما بازتاب درستی از واقعیت هستند و در نتیجه درباره همه چیز حق با ماست. اما واقعیت برعکس است. متأسفانه بسیاری از افکار ما نادرست هستند. این افکار گاهی بسیار منفی می شوند مانند «من فکر می کنم که همسرم از زندگی با من راضی نیست چون همسر قبلی ام به همین دلیل از من جدا شد». گاهی هم به شکل افراطی مثبت می-شوند مانند «با اینکه معتاد است اما می تواند شگفت انگیزترین آدمی باشد که در تمام عمر دیده-ام». این افکار نادرست در واقع آینه واقعیتهای تلخی هستند که به طور ناهشیار می خواهیم آنها را ندید بگیریم.

با توجه به این واقعیت وقتی متوجه می شویم که تفکر ما افراطی یا غیر منطقی است، لازم است مکث کنیم و از خودمان بپرسیم: «من در مورد همسرم چطور فکر می کنم؟ بسیار خوب؟ یا بسیار بد؟ آیا افکار من افراطی یا تفریطی نیستند؟ آیا من برای توجیه افکار فعلی ام به تجربه های گذشته خود متوسل شده ام؟»

3. مشاهده رفتار خود

ما رفتارمان هستیم نه آن چه که تصور یا ادعا می کنیم. اگر به خودمان قبولانده ایم که فرد خوش قولی هستیم اما هر وقت به همسر بیمارمان قول می دهیم که او را در معاینه ماهیانه اش همراهی کنیم فراموش می کنیم یا دیر می رسیم باید بپذیریم که با خودمان صادق نبوده ایم.

بنابراین وقتی متوجه می شویم که رفتارمان با کسی که می خواهیم باشیم یا ادعا می کنیم هستیم سازگار نیست لازم است مکث کنیم و از خود بپرسیم: «چرا من اینطور رفتار می کنم؟ چه چیز رفتار مرا بر می انگیزد؟ من چه چیزی را درباره رفتارم نمی خواهم بپذیرم؟ و چرا؟ »

انتخاب صداقت

ما نمی توانیم با دیگران صادق باشیم مگر اینکه در وهله اول با خودمان صادق باشیم. لازمه صداقت داشتن با خود این است که هر روز به هیجانات، افکار و رفتارهای خود بیندیشیم و شجاعانه با برخی واقعیتهای تلخ در مورد خود مواجه شویم و بخواهیم تا بدانیم که واقعاً کیستیم. فقط در این صورت است که می توانیم به خودمان فرصت تغییر بدهیم.

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: روانشناسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 1078
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0

دردسرهای حواس پرست

 


برای کودک خود به عنوان یک انسان ارزش قائل باشید و به نظرات و احساساتش احترام بگذارید . باور کنید این یکی از مهم ترین نیازهایی است که کودکان به آن نیاز دارند و در افزایش عزت نفس آن ها اهمیت فراوان دارد.

نقص توجه وضعیتی است که عمیقاً بر روی توانایی یک فرد برای موفقیت در خانه، مدرسه، کار و روابط اجتماعی تأثیر می گذارد. گرچه تشخیص به عهده پزشک است اما افزایش آگاهی والدین در کنترل و درمان بسیار موثر است. چرا که نحوه رفتار والدین می تواند در تقویت یا تضعیف رفتارهای کودکانِ کم توجه موثر باشد.

خانواده باید یاد بگیرد از روش های رفتاری استفاده کند و مستقیماً در کمک کردن به کودک برای کاهش یا حذف مشکلات رفتاری درگیر شود.از مهم ترین کارهای مفیدی که می تواند در بهبود عملکرد کودکان مبتلا به نقص توجه تأثیر داشته باشد ، آموزش مدیریت رفتار است. والدین باید با صبر و شکیبایی و بهره گیری از روش های علمیِ درمان با کودکان خود رفتار کنند.

کمبود توجه را با علائم زیر می توان تشخیص داد:

1. عدم توجه کافی به جزئیات، بی دقتی و اشتباهات زیاد

2. مشکل در تداوم توجه برای انجام دادن تکالیف و بازی ها

3. مشکل در گوش کردن هنگامی که با آن ها صحبت می شود

4. مشکل در دنبال کردن و اتمام تکالیف

5. نامنظم بودن

6. گم کردن و جا گذاشتن وسائل

7. حواس پرتی

8. فراموشکاری

9. اجتناب از فعالیت هایی که نیاز به تداوم توجه دارند.

راهکارهای زیر می تواند به والدین در کنترل و درمان کمبود توجه کمک کند:

- برای کودک خود به عنوان یک انسان ارزش قائل باشید و به نظرات و احساساتش احترام بگذارید . باور کنید این یکی از مهم ترین نیازهایی است که کودکان به آن نیاز دارند و در افزایش عزت نفس آن ها اهمیت فراوان دارد.

- والدین باید بدانند که فرزندانشان از رفتار آن ها الگو می گیرند. این الگو گیری در زندگی آن ها نقش اساسی دارد. مثلا اگر دائم از کار خود گله کنید و یا با عجله به سرکار خود بروید ، فرزندان این رفتارها را از شما خواهند آموخت. آن ها ممکن است بر اساس همین سرمشق گیری بدون صرف غذا به مدرسه بروند.

- برخوردهای همراه با مشکلات و اشتباهات والدین با همدیگر می تواند در رفتار کودک اثر مثبت یا منفی بگذارد. مثلا اگر اشتباهی را مرتکب شدید ، می توانید بگویید : فهمیدم که اشتباه کردم حالا اگر دوباره تلاش کنم می توانم آن کار را درست انجام دهم یا آن مسئله را درست حل کنم . مطمئن باشید کودکان این درس ها را از شما خواهند آموخت.

- کودکان حتما صبحانه بخورند . باید از میزان قند وشکر و مواد رنگی وچای زیاد ، کاکائو، شکلات و تنقلات بکاهید زیرا باعث تحریک پذیری کودک می شوند.

- هر گاه کودک در خانه کار خوبی انجام داد به او بازخورد مثبت دهید. جوایز قابل لمس مانند یک کتاب داستان و جوایز رفتاری مانند در آغوش گرفتن و بوسیدنِ کودک برای رفتارهای مناسب کودک در نظر بگیرید. و در صورت انجام رفتار نامناسب از یک سری فعالیت های مورد علاقه محروم شود، مثلا اگر علاقه زیادی به کامپیوتر دارد او را در آن روز از استفاده از کامپیوتر محروم کنید. به هیچ وجه او را کتک نزنید زیرا رفتارهای انتقام جویانه از او سر خواهد زد. با او مودبانه و با محبت صحبت کنید.

- یک برنامه مناسب تنظیم کنید و کودک را ملزم به پیروی از آن برنامه کنید. صبح ها سر ساعت معینی از خواب بیدار شود، صبحانه بخورد و سر ساعت معینی بخوابد. خواب شبانگاهی این کودکان موضوع مهمی است.

- به طور ناهماهنگ و متناقض با رفتارهای نامناسب کودک برخورد نکنید. مثلا یک رفتار مناسب او را نباید یک بار تنبیه کنید و بار دیگر به آن کاری نداشته باشید.

- در فرزند خود ایجاد توانایی کنید و در مورد استعدادهایش با او صحبت کنید و او را در به کار گیری توانایی و استعداد هایش ترغیب کنید.

- به قولی که به او داده اید پایبند باشید چون باعث می شود به شما اطمینان کند و با شما راحت تر کنار بیاید. مثلا اگر قول دادید بعد از تمیز کردن اتاقش او را به پارک ببرید سر قولتان باشید و به تاخیر نیندازید.

- قبل از پرسیدن سوال و تکرار مطالب برای کودک، توجه اش را به خود جلب کنید. کاملا واضح و روشن با او صحبت کنید. به جای صحبت های طولانی و خواسته های دراز مدت خود سعی کنید دستورالعمل های کوتاه ، ساده و شفاف به کودک بدهید.
به طور ناهماهنگ و متناقض با رفتارهای نامناسب کودک برخورد نکنید. مثلا یک رفتار مناسب او را نباید یک بار تنبیه کنید و بار دیگر به آن کاری نداشته باشید

- پرهیز از محرک های پر تنش مانند تلویزیون، بازی های کامپیوتری و ...این گونه وسایل را از دسترس کودک دور نگه دارید ، به خصوص زمانی که در حال انجام تکالیف مدرسه است.

- موقعیت هایی را فراهم کنید تا او از حقوق خودش دفاع کند چون شما همیشه کنار او نیستید.

- لبخند را به چهره فرزندتان هدیه دهید، با او شوخی کنید ، با او بازی کنید و در بازی باعث خنده او شوید.

- کودکتان آیینه شماست . هر رفتاری را که انجام می دهید تکرار می کند. پس اگر می خواهید صدایش را بلند نکند خودتان در عمل صدایتان را در حد معقولی نگه دارید.

- برای تقویت حافظه دیداری کودک می توانید از کارت های دید آموز استفاده کنید. نحوه کار به این صورت است که ابتدا دو تصویر را به مدت 15 ثانیه به کودک نشان دهید و سپس آن ها را مخفی کنید و از کودک بخواهید آن تصاویر را نام ببرد. در مرحله دوم ، مرحله اول را تکرار کنید اما این بار به جای دو تصویر ، سه تصویر با همان زمان به کودک نشان دهید و مخفی کنید و بخواهید تصاویر را نام ببرد. و تا مرحله هفتم در همان 15 ثانیه یک تصویر اضافه کنید. این تمرین را حداقل به مدت 15 روز انجام دهید تا حافظه کودک و تمرکز او تقویت شود.

- یک تصویر شلوغ به مدت 15 ثانیه به کودک نشان دهید و بعد آن را از کودک بگیرید و از او بخواهید آن چه دیده را نام ببرد.معمولا کودکان دارای نقص توجه- بیش فعالی نمی توانند تمام تصاویر دیده شده را نام ببرند. بنابراین دوباره همان تصاویر را به کودک بدهید و از او بخواهید به مدت 15 ثانیه روی آن تمرکز کند. و بعد تصویر را بگیرید و از او بخواهید آن چه را دیده نام ببرد. احتمالا به خاطر توجه بهتر جزئیات بیشتری را به شما می گوید. این تمرین را چند بار انجام دهید تا توجه و تمرکز کودک تقویت شود.

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: روانشناسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 1126
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0

افسردگي مثل سرماخوردگي شايع اما قابل درمان

 


اگر در خانواده و دوستان، فردي مبتلا به افسردگي است اين حال او را مساوي با تنبلي ندانيم و اگر به افسردگي دچار شديم، خودمان را سرزنش نکنيم؛ چون افسردگي، بيماري کاملا قابل درماني است.

يک صبح آفتابي از خواب بيدار شده ايد؛ اما همه چيز خاکستري است! دلتان گرفته و هواي دلتان ابري است؛ حوصله هيچ کس را نداريد و انگار همه روي مُختان در حال پياده روي هستند. در نتيجه دنبال يک بهانه کوچک هستيد تا دق دلتان را سر آن خالي کنيد و يک دعواي اساسي راه بيندازيد!

از آنجا که حوصله نداريد حتي يک قدم هم از خانه بيرون بگذاريد، بيشتر از کوپنتان مي خوابيد و شايد اگر جمع بزنيد، دو سوم روز را خواب هستيد و وقتي بيدار مي شويد ديگر خسته نيستيد، اما آنقدر دلتان گرفته که باز ترجيح مي دهيد بخوابيد! به همه چيز، حتي تَرَک ديوار که نگاه مي کنيد، بغض راه گلويتان را مي بندد و اشک در چشمانتان جمع مي شود و سريع مي زنيد زيرگريه!

دچار مشکلات فيزيکي شده ايد، يا از اين طرف بام مي افتيد يا از آن طرف و اين موضوع و مشکلات، زمينه بروز مشکلات جديدي در زندگيتان شده، اما گاهي به خاطر نوع مشکل، عمرا به کسي بگوييد و جايي بروز دهيد! اشتهايتان نسبت به گذشته تغيير کرده است. به طور غيرعادي به خوردن، به خصوص شيريني تمايل داريد.

يا آنقدر کم اشتها شده‌ايد که در مدت چند روز، هيکلتان شبيه مرتاض هاي هندي شده! تند و تند داريد شکست مي‌خوريد. سر هر مسئله کوچک استرس داريد. دچار معده درد عصبي مي شويد. حتي بيرون رفتنِ يکي از اعضاي خانواده، باعث دلهره تان مي‌شود! احساس مي‌کنيد تازگي دست به طلا هم که مي‌زنيد، خاکستر مي‌شود. به دريا که مي‌رسيد، خشک مي‌شود. اصولا هر سنگي که بر مي‌داريد، مي‌خورد توي‌سرتان! خب! مشخص است که شما افسرده شده‌ايد.

چگونه به جنگ افسردگي برويم؟

براي اين که بتوانيم بر افسردگي مان غلبه کنيم، خيلي مهم است افسردگي را بشناسيم و بدانيم با غم، حزن و خيلي چيزهاي ديگر که واکنش هاي طبيعي انسان به دنياي پيرامون است، تفاوت دارد.

البته افسردگي هم واکنش انسان است، اما به مديريت بيشتري نياز دارد. همه افراد در طول زندگي زماني را غمگين هستند و هيچ مسئله اي شادشان نمي کند. اين حالت ها در عرض چند روز بايد از بين برود، اما وقتي اين علايم در فرد ماندگار مي شود و از بين نمي رود از طرفي علايم ديگر هم به آن ها اضافه مي شود مي توان شک کرد که فرد به افسردگي مبتلا شده است.

اگر در خانواده و دوستان، فردي مبتلا به افسردگي است اين حال او را مساوي با تنبلي ندانيم و اگر به افسردگي دچار شديم، خودمان را سرزنش نکنيم؛ چون افسردگي، بيماري کاملا قابل درماني است.

اين نکته مهم است که افسردگي با مسافرت، بي خيالي، ازدواج کردن، بچه دار شدن، مصرف دارو بدون تجويز پزشک و... به طور قطعي و کامل درمان نمي شود، بلکه بهترين راه خلاصي از افسردگي درمان آن است و درمان نکردن آن موجب تشديد آن مي شود.

پس چه کنيم؟
برخي از نکاتي که به ما کمک مي کنند بنا به نظر دکتر رئوفه قيومي (در گفت وگو با شفقنا) عبارت است از:

* ساعت خواب و بيداري خودمان را تنظيم کنيم، حتي در شرايطي که براي ما سخت است. اين کار را در روزهاي تعطيل هم انجام دهيم.

برنامه منظم خواب و بيداري از نظر هورموني بسيار براي مبارزه با خلق منفي کمک کننده است.

* از نرمش و ورزش غفلت نکنيم، ورزش کردن باعث افزايش هورموني به نام اپي نرفين در بدن مي شود که بسيار براي خلق خوب است و حتي پيشگيري کننده است، ورزش هايي مانند ايروبيک و شنا بسيار کمک کننده است. تمرينات منظم بدني مهم ترين عامل طبيعي براي رفع افسردگي است؛ زيرا هورمون اندروفين را زياد مي کند و اين هورمون در مغز نگراني را کم و خلق را بالا مي برد.

ورزش کردن خواب را تنظيم مي کند و عزت نفس فرد را افزايش مي دهد؛ از طرفي باعث مي شود نگرش ذهني مثبتي به خود داشته باشيم. از نظر جسمي نيز باعث تنظيم فشار خون، تقويت عملکرد قلب، کنترل قند خون و انتقال اکسيژن به تمام بدن مي شود و اين ها عوامل جسمي است که روي جسم و خلق ما تاثيرگذار است.

* اما مرحله بعدي اولويت بندي در وظايف و اهداف است. گاهي اوقات ما با حجم زيادي از وظايف رو به رو مي شويم که در زمان کمي بايد انجام دهيم و اين ما را تحت فشار مي گذارد در حالي که ما با آموختن مهارت ها براي مديريت زمان مي توانيم اين استرس ها را کاهش دهيم. البته اهدافي که براي خودمان تعيين مي کنيم بايد اهدافي واقع بينانه باشد. اهداف سخت و مشکل را نبايد براي خودمان انتخاب کنيم، ايجاد اهداف روزانه و هفتگي باعث افزايش انگيزه و انرژي ما مي شود و وقتي به اين اهداف مي رسيم به خودمان پاداش بدهيم. معاشرت کردن با دوستان و فاميل و بهره مند شدن از حمايت دوستان و فاميل بسيار کمک کننده است.

* بهتر است هر زماني که حال خوبي داريم احساسات خودمان را بنويسيم. تا وقتي حالمان بد شد بدانيم که اين حال بد پايدار نمي ماند و يک زمان هم حال خوبي دارم.

* تغذيه مناسب و مصرف ميوه و سبزيجات، غلات، امگا 3 و ويتامين ب 12 تاثيرات مثبتي بر خلق دارد و موادي که براي خلق بد است، چربي، کافئين، شيريني، چاي و شکلات است که باعث افزايش دلهره و اضطراب مي شود.

* فراموش نکنيد علائم افسردگي و رفع آن در کودک و نوجوان و مرد و زن متفاوت است و به مطالعه و مشاوره و از همه مهم تر کمک و همراهي اطرافيان و توکل به خدا نياز دارد.
-

دکتر سردارآبادي، روانشناس باليني در گفت وگويي درباره افسردگي:
افسردگي در همان مراحل اوليه خيلي خوب به درمان جواب مي دهد
دکتر سردارآبادي، متخصص روانشناسي باليني در گفت و گو با ما به تحليل مختصر مقوله افسردگي پرداختند که با هم مي خوانيم:
علائم افسردگي

افسردگي زير شاخه اختلالات خُلقي است که حداقل دو نشانه اصلي و جدي دارد. اول خُلق افسرده که در ظاهر و رفتار شخص قابل تشخيص است، دوم احساس لذت نبردن از همه آنچه که قبلا باعث خوشحالي و لذت شخص بوده است. بهتر است بدانيد در ميان کودکان و نوجوانان، خُلق افسرده جاي خود را به تحريک پذيري مي دهد.

افسردگي پنهان
علائم بيان شده، مربوط به افسردگي هاي آشکار است. گونه اي از افسردگي که هيچ کدام از اين نشانه هاي ظاهري را ندارد ولي مخرب تر است، افسردگي پنهان است که به "مکانيزم بيش منطقي سازي" هم معروف است. افسرده هاي پنهان هيچ وقت به خودشان حق نمي دهند و همواره بي رحم و منطقي در حال نقد خودشان هستند.

 

زمينه هاي افسردگي
افسردگي، با شيوع 25 درصدي، شايع ترين اختلال رواني در ميان خانم‌هاست که گاهي در خلال بيماري هاي جسمي بروز پيدا مي کند و گاهي هم بر اثر وقايع زندگي مثل بحران هاي عاطفي، فقدان و از دست دادن عزيزان، جدايي و طلاق، ورشکستگي، مهاجرت، زايمان و تغيير فصول و...

 

درمان افسردگي
معمولا درمان افسردگي از سطوح اوليه مثل روان درماني کوتاه مدت شروع مي شود و اگر جواب نداد به صورت تلفيق روان درماني و دارو درماني، دارو درماني صرف، شوک الکتريکي، هورمون درماني و هيپنودرماني و... ادامه پيدا مي کند.

منتها افسردگي جزو اختلالاتي است که در همان مراحل اوليه خيلي خوب به درمان جواب مي دهد.

روان درماني چيست؟
روان درماني شامل رفتار درماني، شناخت درماني، تلفيق رفتار و شناخت درماني و... سلسله مباحث و جلسات روان درمانگر و مراجعه کننده است که بر پايه گفتگو و بسته هاي تکاليف و تمرين هاي درماني شکل مي گيرد که معمولا در بلند مدت تاثير بسيار مثبتي دارد.

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: روانشناسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 1097
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0

هفت راه برای ارتقاء عزت نفس


اگراز احساس بد داشتن نسبت به خود خسته شده اید،۷ استراتژی عملی زیر می تواند به شما برای بالا بردن عزت نفس کمک کند.
۱) به گذشته فکرکنید، به زمانی که برای اولین بار کاری جدید و نو انجام دادید.
یاد گرفتن نکات جدید غالبا با حالات عصبی، عدم اعتقاد به خود و استرس بالا همراه است، همه این احساسات اجزا ضروری فرایند یادگیری هستند، اگر دوباره احساس عدم خود رضایتی کردید، به یاد داشته باشید یادگیری با این احساسات ناخوشایند همراه است. به یاد آوردن این نکته به شما کمک می کند آرامش خود راحفظ کنید.
۲ ) کارهایی راکه به تاخیرانداخته اید انجام دهید.
کارهایی مانند نامه نوشتن و یا تلفن زدن به یک دوست، تمیز کردن خانه، مرتب کردن باغچه ها، تعمیرماشین، رسیدگی به صورت حسابها، آشپزی و خلاصه هر کاری که می تواند قدرت تصمیم گیری را در شما احیا کند.
۳) کارهایی انجام دهید که در آنها مهارت دارید.
برای مثال شنا کردن، دویدن، رقصیدن، آشپزی، باغبانی، کوهنوردی، نقاشی، نوشتن و غیره. انجام این کارها تمرکز شما را بیشتر می کنند.
۴ ) از فکر کردن به خود دست بردارید!
شاید کمی عجیب باشد ولی عزت نفس پایین غالبا با خود محوری افراطی همراه است. انجام دادن فعالیت هایی که شما را مجذوب و توجه شما را به خود جلب می کند، می تواند احساس بهتری به شما بدهد.
۵) استراحت کامل و کافی داشته باشید.
اگر احساس نگرانی، کمبود و یا عدم اعتماد به نفس می کنید، اولین قدم این است که دست از فکرکردن بکشید و استراحت کنید. بعضی افراد استراحت کردن را با تمرین یاد می گیرند و بعضی خود را درگیر کارهایی می کنند که ذهنشان را مشغول می کند. اگر بتوانید هر زمان که تمایل داشتید استراحت کنید یکی ازمهارت های زندگی را کسب کرده اید. فعالیت هایی نظیر خود هیپنوتیزمی، تعمق و یا تکنیک های استراحت جسمانی مانند تای چی می تواند سودمند باشند.
هنگامی که استراحت می کنید، مغز شما حالت عاطفی کمتری دارد و حافظه بهتر کارمی کند. استراحت درمانی خارق العاده و بی نظیراست.
۶) همه آنچه را که به دست آورده اید، در خاطره تان زنده کنید.
شاید انجام این کار در ابتدا سخت و دشوارباشد، ولی بعد از مدتی قادر خواهید بود فهرستی از خاطراتی را که می توانند عزت نفس شما را بالاترببرند تهیه کنید. خاطراتی همچون قبول شدن در امتحان راهنمایی و رانندگی (به استثنای حالات اضطرابی آن)، قبول شدن در امتحانات، بازی کردن در تیم های ورزشی، رهایی یافتن از بیماری، پس اندازکردن پول، کمک کردن به دیگران و غیره.
۷) اگر احساس بدی نسبت به خود دارید، مطمئن باشید افکار، خاطرات و رفتار شما تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت.
بنابراین اگر احساس خوبی نسبت به خود ندارید، حتما فقط اوقات و خاطرات بد را به خاطر خواهید آورد.
● خلاصه:
هنگامی که یک یا چند مرحله از مراحل زیر را امتحان کردید، سعی کنید آنها را جز اصلی زندگی خود کنید. برای بیشتر افراد داشتن عزت نفس بالا فقط یک رویداد خوشحال کننده نیست بلکه نتیجه شیوه تفکر و کارهایی است که آنها هر روزه انجام می دهند.
 

coinpayu

:: موضوعات مرتبط: مهارت های زندگی , روانشناسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 1481
|
امتیاز مطلب : 2
|
|
مجموع امتیاز : 1

صفحه قبل 1 صفحه بعد